تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
سر شنيدن اشعار داشت لاله به باغ * نسيم اين خبر آورد و خواند بر لاله

غزل « 1 »

مگر كه يافت ز خال لبت خبر لاله * كه دارد از تو چو من داغ بر جگر لاله چه داغهاست كه دارد درون سينهء خويش * ز رشك عارضت اى سرو سيمبر لاله ز ژاله پر نبود از سحاب فصل بهار * پى نثار تو درجى است پرگهر لاله اگر ز پيرهنت نكهتى به لاله رسد * شود به بوز « 2 » گل سرخ « * » خوبتر لاله به عكس باغ جمال تو اى گل رعنا * به باغ سبزه بود زير و بر زبر لاله سحر فتاده به رخسار لاله شبنم نيست * ز خجلت خوى « 3 » روى تو گشته تر لاله « * * » به غير زلف و خط دلكشت به گلشن دهر * دميده سبزه و سنبل كه ديد بر لاله به صحن باغ فروزان چو مهر مشعله است * براى بزم شهنشاه بحر و بر لاله
هامش
( 1 ) - عنوان از نسخهءTاست ( 2 ) -B 2: بطور ،A: به بوز ( 3 ) -TوB: ز خوى خجلت . ( * ) س 11 : به نور گل سرخ ( * * ) س 15 : كذا ، شايد : به خوى ز خجلت . . . يا : ز خوى به خجلت . . . يا :ز خوى ز خجلت روى تو گشته تر لاله .
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 169 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف