اصحاب العلم و الافضال مولانا محمود عالم مسلوك گردد ، كه از براى شيخزادهء مهنه ، خواجه مؤيد ، ابيات فرمودهاند و به نام ايشان شهرت داده ، كه بعضى آنهاست جواب [ اين ] غزل بساطى كه :
دل شيشه و چشمان تو هرگوشه برندش * مستند مبادا كه به ناگه « 1 » شكنندش
جواب « 2 » :
قد تو نهالى است كزان ميوه خورندش * غضروف سر لنگ تو دندان شكنندش
تبخاله به گرد لب شكرشكنش بين * مانند نخودى كه به شوروا فكنندش « * »
و اين ابيات در جواب [ قصيدهء ] درياى ابرار [ امير ] خسرو « 3 » است كه ،
[ بيت ] :
كوس شه خالى و بانگ غلغلش دردسر است * هركه قانع شد به خشك و تر شه بحر و بر است
جواب « 4 » :
نالهء بوقى « * * » كه شبها بام حمام اندر است * مىكند افغان كه هان نوبت از آن ديگر است
هيچ دانى شمع اندر شمعدان مانند چيست * راست چون تير جواز و خواجه چون روغنگر است
اين ابيات نيز از سوانح افكار ايشان است كه از لسان آن شيخزاده
هامش
( 1 ) -T: به شوخى
( 2 ) - بقيهء نسخ : و هذا هو الجواب
( 3 ) -T: امير خسرو دهلوى
( 4 ) - نسخ ديگر : و هذا هو الجواب .
( * ) س 9 و 10 : بتخاله . . . ما شد نخودى كه به شروا فكنندش .
( * * ) س 16 : بوغى