و مطبوع خواص و عوام افتاده . [ اما ] ، تاريخ عربى اين است :
ادام اللّه ذكرى من سعى فيه * و أبقى ذكره فى الدّهر بالخير
له ذات بخيرات امير * و اسم مثل هذا ليس فى غير
بنى خيرا بتجديد و جدّ * فسل تاريخ هذا بانى الخير
پوشيده نماند كه از مصراع ثانى بيت ثانى « على شير » به طريق معما استخراج مىيابد . و تاريخ فارسى اين است :
شكر كز همت صاحب « 1 » خيرى * گشت اين صومعه خالى ز خلل
يافت اتمام به خوبى آرى * عمل خير بود خير عمل
سال تاريخ مه و روزش بود * دهم شهر ربيع الاول
و حضرت مخدومى قطعهاى فرمودهاند جهت تاريخ كه دو مصراع « * » از آن قطعه اين است :
لها طاق و فيها صفّتين * بوجه الجدّ صلّ الرّكعتين
چون اين قطعه به مطالعهء امير عليشير رسيد ، فرمودند كه : از اين قطعهء جناب مولوى به غايت ممنون شديم و محظوظ گشتيم ، كه مدت مديد و عهد بعيد است كه به خاطر مىرسيد كه هرگز از اين فقير نسبت به آن جناب خدمتى به ظهور نهانجاميده ؛ و ما را از اين دغدغه خلاص گردانيدند .
هذه من فوايد افكاره اللطيفة و سوانح اشعاره البديعة و الشريفة :
منم كه ليس حريفى [ كسى ] به بحث و جدل * چه بو على چه ارسطو و بل از او افضل
ز لا نسلم من بحر منجمد گردد * چرا نشايد اگر هم رود ز جاى جبل
هامش
( 1 ) -P: عالى
( * ) س 10 - مصرع