جواب قصيدهء چار در چار عبد الواسع جبلى اين است .
وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
« * » « * * »
ترا زين ملك و نام [ و ] عدل [ و ] داد است اى فريدونفر « 1 » * اساس [ و ] قدر و جاه و حشمت از جمشيد عاليتر
به خلقخلق « 2 » و لطف و همت اى شاه كرم دايم * بطور مصطفى و يوسفى و عيسى و حيدر
بود در سال و ماه و روزوشب اندر طواف اى شه * به كويت مشترى و زهره و خورشيد و مه انور
كنند از جانودل از ديده و سر دمبهدم خدمت * ترا كيخسرو و دارا و كيكاووس و اسكندر
براى جاه و مال و خدمت و دريوزه مىآيد * به كويت خسرو [ و ] خاقان به سويت طغرل و سنجر
كفت ملك جهان از كوه و دشت و بحر و بر « 3 » كرده * غمامآسا پر از لعل و زبرجد لؤلؤ و گوهر
ندارد همت و لطفت نهايت جود و احسان هم « 4 » * كرم كردى و بنمودى و فرمودى شدى سرور
ترا شد رستم زال و فريدون و كى و بيزن * غلام و بنده [ و ] كهتر اسير « * * * » و خادم و چاكر
اگر مدح و ثنا و وصف « * * * * » و تعريفت بشرح آيد * نگنجد در سما و ارض و عرش [ و ] لوح ، يك دفتر
هامش
( 1 ) -T: عدل اى شاه فريدونفر
( 2 ) -A: به حلق خلق
( 3 ) -A،C:
در حاشيه : پر
( 4 ) -T: اين بيت را ندارد
( * ) س 2 : اليه انسبه .
( * * ) س 2 : قرآن سوره 11 آيهء 88
( * * * ) س 18 : كهتر امير
( * * * * ) س 19 : ثنا وصف