به عز و مال و ثروت ، حشمت و افزونى شوكت * بود جود و سخا ، احسان و لطفت بيحد و بيمر
از آن ضد و عدو ، خصم و حسودت بىهنر باشد * كه ظاهر مىكند هردم غرور و كبر « * » و كروفر « 1 » ( 26 b )
به وصف ذات تو طبع و خيال و فكر [ و ] انديشه * بود حيران و سرگردان و كجرفتار و كور و كر « 2 »
پى كسب درم « 3 » از خاص و عام و عالم و عامى « 4 » * به درگاه تو آيند از دل و از ديده و از سر « 5 »
غزل مستخرج موشح بنام ابو الغازى سلطان محمد « 6 »
اين منم فرد « * * » از جميع خلق اى « 7 » شاه كرم * سال و ماه « 8 » اندر طواف كويت از جان « 9 » دمبهدم
بىجمالت دى همىگفتم كه از غم چون رهم « 10 » * لطفها كردى ، نمودى روى ، وارستم ز غم
وه كه در اثناى شرح دردها اى مه ترا * طره گشت آشفته و شد حال زار و دل دژم
هامش
( 1 ) -T: غرور و كبر را يكسر
( 2 ) -T: اين بيت را ندارد
( 3 ) -A: كسب و درم
( 4 ) -A: از خاص و عوام و عامى و عالم
( 5 ) -P: به درگاه تو مىآيند از جانودل و از ديده و از سر ؛
( 6 ) - انواع سرفصلها :B 2صفحهb48 : غزل مستخرج از قصيده به طريق اش ؟ ؟ ؟ و موشح به نام ابو الغازى سلطان محمد ؛Tصفحهb70 : و بو غزل نيك مصرع اولى ابو الغازى اسمى بيلا موشح دور و سونكغى مصرعى سلطان محمد آتى بيلا توشيح تور ورو بوصنعت خوب واقع بولوب نور
( 7 ) -T: فرد از خلق و جمع اى
( 8 ) -A:
مه
( 9 ) -T: كويت آيد
( 10 ) - غم : وارهم
( * ) س 4 : غرور كبر
( * * ) س 10 : اى منم فرد