ز باد و آتش دوران شتر به حجره كشم * كه خود كشيده شتر آب و خاك حجرهء من « 1 »
ز باد دم شتر آتش حجره افروزد * شتر به حجرهء خاك آب بخشدم ز لبن
چو باد نفس شتر حجره اين تن خاكى است * شتر درآر به آتش به خاك حجره فكن
شتر ز حجرهء « 2 » تنگم چو شد در آتش و آب * ز خاك حجره شتر شد چو باد از روزن
ز بادپا شتر و حجرهء پرآب چه سود * كه حجره خاك و شتر آتش است و جامه كفن
شتر به حجره « * » درآمد چو باد [ و ] آتش زد * به خاك حجره و خورد آب را شتر ز عطن
به خاك حجره زد آتش شتر ز سينه و شد * ز بادپا شترم حجره آب و پرويزن
از ان دهد شتر از قهر خاك حجره به باد * كه اشتر آتش و آب است حجرهاش مسكن
چو باد و آتشم آمد شتر به حجره و ريخت * به خاك حجره شتر ز آب چشم در عدن
به بادپا شترم بود تنگ حجرهء خاك * به حجره شد شترم ز آتش آب چون روغن
به آتشين شترم زد به حجره بادى و شد * گلاب اشك شتر خاك حجره مشك ختن « 3 »
هامش
( 1 ) -T: حجرهء تن
( 2 ) -T: به حجرهء
( 3 ) - بقيهء ابيات اين قصيده در نسخهAنيست .
( * ) س 11 : شتر در حجره