در آب و آتشم از فكر حجره و شترى * كه باد مرگ شتر حجره هست خاك درن
بود به حجرهء خاكم شتر چو باد ولى * شتر به حجره چو آتش به آب بس دشمن
شترسوار چو باد آمدم به حجرهء خاك * به آب حجره ز آتش شتر گشاده دهن
به خاك حجره شتر آب خوش نيافت كه هست * شتر به حجره ز آتش چو باد در شيون
شتر ز آتش دل باد حجره كرد سموم * به خاك حجره شتر ز آب فم شكفت سمن
ز آب چشم شتر حجره زان نشد بر « 1 » باد * كه خاك حجره شد از آتش شتر متقن
چو آب و باد بلا برد حجره « 2 » و شترم * به خاك حجرهام آتش نگر شترگردن
ز باد و آب شتر حجره بين ز موج حباب * شتر به قهر چو آتش به خاك حجره فكن
شتر چو باد بران آب جو ز حجرهء جان * كه ز آتشين شترش خاك حجره شد گلشن
به بادپا شترش حجره آتشين دل ماست * به خاك پاى شتر و آب « 3 » حجرهء ذو المن
چو بادپا شترش آب حجره دلكش و هست « 4 » * ز آتشين شترش خاك حجرهام روشن
هامش
( 1 ) -T: پس
( 2 ) -T: حجرهء شترم
( 3 ) -T: شتر آب
( 4 ) -T،B، 649 ،B:
دلكش است