تيغت به خون چو سرخ « 1 » شد از وى گريختم * جويد ز سيل فتنه بلى هركسى پناه
تيغ تو زنگ تا نخورد بركش از نيام * آبى كه دير ماند به يكجا شود تباه
هردم ز زير تيغ تو آيد برون تنم * هرگز نايستد به ته آب برگ كاه
از ضرب تيغ تيز تو افتاد واصفى * غلطاند آب تيز كسى را ز جايگاه
و له « 2 »
گفتى ز تيغ من شود آخر جهان خراب * آرى جهان خراب شود عاقبت ز آب
سر زير تيغ تست از آن دست و پا زنم * بگرفت زير آب نفس دارم اضطراب
شد جسم خاكيم متلاشى ز تيغ تو * بىحد زدى چو آب بر آن خاك شد خلاب « 3 »
جان رفت و زير تيغ تو مانده است تن هنوز * با آنكه جسم مرده نماند به زير آب
تيغ تو بر سر است و تو پرسى ز من سخن * در زير آب كى بودم فرصت جواب
خوابم ربوده بود زدى تيغ ناگهم * آرى زنند آب به كس بهر دفع خواب
بىتيغ تو بسر نبرد واصفى دمى * مستسقى است كى كند از آب اجتناب
هامش
( 1 ) - بقيه غزل در نسخهAنيست .
( 2 ) -C: 4 .
( 3 ) -A: بر آنجا كه شد خلاب