تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بحر رمل مسدس مخبون سالم ، مثاله :
اى ز سر تا به قدم جان كئى ؟ « * » * جان كشم پيش تو جانان كئى ؟ « * »

اين هم لغز است و هم معما

چيست آن شاهد كه چون خورشيد باشد افسرش * هست زير پا بسان خسروان تخت زرش وين « 1 » عجب كز گريه باشد در گلوى او گره * ز اول شب تا طلوع خور بود اين درخورش بسكه از سوز درون بر چهره‌اش بينى سرشك * چشمه‌اى باشد عيان در دامن از چشم ترش واصفى هم وصف اسم و هم مسمى كرده است * تا شود روشن به چشم عقل « 2 » نيكو بنگرش
جواب قصيدهء شتر حجرهء كاتبى كه در هربيت عناصر اربع زياده شده
ببند بر شتر باد خاك « 3 » حجرهء تن * شتر در آب فنا ران و حجره آتش زن برون « 4 » حجرهء خاكم چه سود يك شتر آب * بحجره صد شتر آتش ز تندباد فتن « * * » شتر ز حجره رود همچو باد ز آتش خشم « 5 » * ز بس « 6 » كشد شتر از آب و خاك حجره محن
هامش
( 1 ) -A: وى ( 2 ) -A: به چشم خلق ( 3 ) -T،C،B 2: باد و خاك ( 4 ) -T: برون ز ( 5 ) -T،B: چشم ( 6 ) -A،B: پس ( * ) س 2 و 3 : جان كسى ، جانان كسى ( * * ) س 17 : زنند باد فتن