از پى ادب ، در آن - كه غير مسكن جناب ميرزايى است - با پادشاه ملاقات نمايد . . . در كنار حوض آن باغ ميان جناب پادشاه و شاهزادهء سلطنتپناه ملاقات و مسافحات بهوقوع انجاميد . . . » ( تاريخ شاه طهماسب ، نسخهء خطّى ، ورق 164 ب ) .
139 ) بنا به قول عبد اللطيف شوشترى ، ماجراى متأثر شدن همايون شاه از شنيدن غزل امير شاهى سبزوارى ، در قندهار اتّفاق افتاده است ، بدين طريق : « . . . همايون شاه بعد از ورود به قندهار همواره به زبونى و آوارگى خويش از دشمنان بدانديش و زوال سلطنت و انتقال مملكت به ديگران مكّدر و ملول و به مفارقت و مآل كار بقيّهء منتسبان و فرزندان كه گرفتار شده بودند به نوحه و زارى مشغول بود ، درويشى خوشآواز كه در نواختن سه تار و مهارت در موسيقى و سراييدن بىانباز بود ، به خدمت او شتافته و به دلخراش نالههاى جگرسوز اين چند بيت امير شاهى سبزوارى را سراييدن گرفت . . . » ( تحفة العالم ، چاپ سنگى ، ص 511 ) .
140 ) همايون شاه هر جا به مزار پير يا مرشد و يا عارفى مىرسيد ، به زيارت مىرفت و از روح وى همّت مىطلبيد . وى علاوه بر اينكه موقع ورود به ايران به زيارت مرقد شيخ احمد جامى نامقى معروف به ژندهپيل نايل شد ، پس از ملاقات با شاه طهماسب و بازگشت به هندوستان جهت باز پس گرفتن ملك موروثى خويش از برادران ، دوباره به زيارت قبر شيخ احمد رفت . دكتر عبد الحسين نوايى در خصوص زيارت ثانوى وى از مرقد ژندهپيل مىنويسد : « . . . هنوز بر روى قطعه سنگ مرمرى از نردهء سنگى دور قبر شيخ جام كتيبهاى به خطّ نستعليق از همايون برجاست كه از اين زيارت ثانوى او حكايت مىكند ، و آنكه مشتمل بر يك رباعى و امضا و تاريخ زيارت همايون است و ظاهراً گفته و نوشتهء خود اوست ، چنين است :
اى رحمت تو عذرپذير همه كس * ظاهر به جناب تو ضمير همه كس
درگاه در تو قبلهگاه همه خلق * لطفت به كرشمه دستگير همه كس
( سرگشتهء باديهء بىسرانجامى ، محمّد همايون پادشاه هندوستان ، 14 شوّال 953 )