تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
مصراع
وارث ملك جلال الدّين بود
كمالات صورى و معنوى و مآثر عقل و دانش اين يگانهء روزگار بيش از آن است كه به تحرير آيد . از اقسام علوم عقلى و نقلى آگاهى تمام داشتند ، على الخصوص در اقسام علوم رياضى آن حضرت را پايهء بلند بود و همواره به ارباب حكمت صحبت مىداشتند و ممتازان علم رياضى در پايهء سرير والاكامياب سعادت بودند . آن حضرت را ارادهء بستن رصد مصمّم بود و بسيارى از آلات رصدى ترتيب داده بودند و چند جا محلّ رصد خيال فرموده بودند . توجّه عالى به شعر و شعرا نيز داشتند . از آنجا كه طبع موزون از خصايص فطرت سليم است ، در خلال اوقات واردات قدسى را - چه از حقيقت و چه از مجاز - در سلك نظم مىكشيدند . ديوان شعر آن حضرت در كتابخانهء عالى موجود است و اين چند رباعى از آن ديباچهء كرامت مرقوم مىگردد . رباعى
اى دل مكن اضطراب در پيش رقيب * حال دلِ خود مگوى با هيچ طبيب
كارى كه تو را به آن جفاكار افتاد * بس قصّهء مشكلست و بس امر عجيب .
ديگر
اى دل ز حضور يار فيروزى كن * در خدمت او بصدق دلسوزى كن
هر شب به خيال دوست خرّم بنشين * هر روز به وصل يار نوروزى كن .