مىكرد . اكبر قانون جزيه را از هندوان برداشت و هندوان و مسلمانان را از اين لحاظ برابر داشت . آزار حيوانات و كشتن گاو را نيز براساس مذهب برهمنان هند ممنوع ساخت « 1 » .
اكبر شاه در ابداع دين الهى بههيچوجه ادعاى خدايى و پيغمبرى نكرد ، بلكه هدف وى در اصل ايجاد « صلح كلّ » و تأسيس دينى بود الهى كه زيربناى آن اسلام و اصول مورد قبول و آسان اديان ديگر بود . « 2 » شيخ ابو الفضل در مورد اينكه اكبر شاه از خلفاى راشدين پيروى كرده و خلافت و امارت را توأمان ساخته ، سخن مىراند . او جهت برقرارى صلح كلّ و از بين بردن ريشههاى اختلاف مذهبى در هندوستان اين دين را ابداع كرد . دينى كه براساس آن هيچكس حق نداشت در حق كسى ديگر از بابت اينكه پيرو مذهب مخالف بود اقدامى كند ؛ بهطورىكه در سال 32 الهى مطابق با 995 ق . ميرزا فولاد ، سنّى مذهب ، پسر خداداد برلاس ، از سرداران اكبر كه ملا احمد تتوى « امامى روش » را به همراهى يك نفر از هممسلكان خويش به زخم تيغ به قتل رسانيد ، به دستور اكبر شاه با همراه خود به پاى فيل بسته و دور شهر گردانيده شد و « هرچند سران دولت در رهايى تكادو نمودند سودمند نيامد . . . و آويزش سنّى و شيعه فرونشست » . « 3 »
اكبر آزادفكر و خردمند و روشنبين ، و بر خلاف پادشاهان اوّل سلسلهء صفوى و بسيارى از سلاطين عثمانى ، از تعصّبات دينى عارى و پيراسته بود و به جنگهاى شيعه و سنّى و مردمكشيها و يغماگريهاى پادشاهان ايران و عثمانى كه با عنوان جهاد با عيسويان در ممالك
هامش
( 1 ) . عبد الحسين نوايى ، ايران و جهان از مغول تا قاجاريه ، ص 507 .
( 2 ) . مرحوم مصاحب گويد : از عجايب اصول او [ اكبر ] اين است كه ديانتى التقاطى به نام توحيد الاهى بنيان نهاد كه در آن پرستش آفتاب را توصيه مىنمود و مردم را به خداپرستى ساده و اعتقاد به مظهريت آفتاب دعوت مىكرد » .
( 3 ) . وى نخستين مؤلّف تاريخ الفى است كه پس از قتل وى نقيب خان و بداونى دنبال كار او را گرفتند .