تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 59

مساهمون:

صمقدمه ٥٩
و ابو الفضل و دانشمندانى چون ملا احمد تتوى و ديگران « 1 » ميسر گرديد . « 2 » ابداع چنين دينى موافقان و مخالفانى را در پى داشت و مدتها نقل محافل بود و در صفحات بعد به آن اشاره خواهد شد . مؤلّف نامهء دانشوران « 3 » در مورد نضج گرفتن فكر ابداع دين الهى مىنويسد : چون مؤتمن الدّوله شيخ ابو الفضل به نهايت مرتبهء تقرّب اكبر شاه مخصوص گشت و علّامهء زمان حكيم فتح اللّه شيرازى و ديگر امرا و علماى عراق و شيراز به دربار اكبر فراهم آمدند ، شيخ ابو الفضل با علّامهء مرقوم و ديگر دانشوران همراى و همزبان گشته در تدارك ستمكارى و خونريزى متعصبان معاند مذكور كمر همّت محكم بست . چون به چارگى نشست ديد كه پادشاه خودپرست و عالىجاه است ، از مذهب خود برگشته دنباله‌روى نخواهد كرد و با اين مذهب كه دارد و بنايى كه از مدتها استحكام يافته عالمى به باد فنا خواهد رفت . ناچار اكبر را ستوده و فوق مرتبه‌اى كه داشت وانموده از قيد تعصّب برآورد و به معنى ظلّ اللهى - كه صلح كّل نتيجهء آن است - آگهى داده ، بندگان خدا را از چنگال سفّاكى بىباكان مذكور و اتباع آنها نجات و رستگارى بخشيد و بناى آن بدين نمط گذاشتند كه پادشاه را اوّل آهسته آهسته بر خبث نيّت آنها و جمع مال و طلب جاهى كه در دل داشتند آگهى داده چنين وانمودند كه پادشاه از اين بر خود بستگان نام رياست اسلام به همهء وجوه لايقتر و مستحق اين مرتبه و مقام است . چون اين سخن دلنهاد پادشاه شد در شروع سال بيست و چهارم جلوس روزى در حضور پادشاه با قضات و علما گفتگوى مسأله‌اى كه مختلف فيه مجتهدين مىباشد در ميان آورده ، سخن بدينجا رسانيدند كه سلطان را هم
هامش
( 1 ) . هيئتى هجده نفره در شكل‌گيرى دين الهى ( صلح كلّ ) با يكديگر مشاركت داشتند . ( 2 ) . عبد الحسين نوايى ، ايران و جهان از مغول تا قاجار ، ص 507 . ( 3 ) . ج 2 ، ص 658 .