آسيبى عظيم رسد و همانا كه از اين جهان درگذرد ( 185 ) » . و دولتخواهان كه در حضور اقدس بودند در اخفاى اين واقعهء هايله كوشيده در فرستادن خبر به جانشين مسند خلافت و جمع ساختن امراى عظام كه به اطراف ممالك محروسه رخصت يافته بودند سعى نمودند . تا هفده روز به وفور عقل اين واقعهء جانگداز را از عوام پوشيده داشتند .
حاضران درگاه و مدبّران عتبهء خلافت : خضر خواجه خان ، عليقلى خان ، لطيف ميرزا « 2 » ، خضر خان هزاره ، قوندوق خان ، قنبر على بيگ ، اشرف خان ، افضل خان - كه در سلك وزراى كفايتپيشه انتظام داشت - خواجه حسين مروى ، مير عبد الحّى ، پيشرو خان ، مهتر خان ، و بعد از چند روزى تردى بيگ خان - كه نقش امير الامرايى بر لوح خاطر مىنگاشت - و ساير امرا جمع شده به تاريخ بيست و هشتم شهر مذكور خطبه به نامنامى و القاب گرامى خديو زمان خوانده ، روزگار درهم شده را تدارك و تلافى نمودند و به عالم و عالميان پيغام جمعيّت جاويد رسانيدند . هم كارفرمايان عالم قدس - كه در انتظار اين بودند - كامروا شدند و هم كارگزاران عالم عنصر به مراد خود رسيدند . مير عبد الحىّ صدر اين بيت خواندهاند :
بيت
اگر نوروزِ عالم رفت بر باد * گل صد برگ سورى را بقا باد .
و بعضى اين بيت را نقش بسته بودند ، و شهرت يافته بود و نقل مجلسها گشته .
و از غرايب آنكه در همان هنگام يكى از فضلا مصراع ثانى را تاريخ جلوس اين خديو زمان يافته بود ، ليكن اگر « گلى » را به « يا » نوشته شود اگرچه به يك طريق رسم خط مساعدت آن نمىنمايد .
هامش
( 2 ) ب : لطيف خان