پرتو انداختن سفر عالم تقدّس بر مرآت باطن حضرت جهانبانى جنّتآشيانى ، و مسافر شدن به آن عالم
بر ضماير خبرت « 1 » گزين پوشيده نماند كه در آن نزديكى كه حضرت شاهنشاهى نونهال چمن آگاهى به جانب پنجاب رخصت يافتند ، اكثر اوقات بر زبان اقدس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى ذكر سفر ملك مقدّس مىگذشت . بر خلاف عادت پسنديدهء خويش اين معنى را كه منافى عالم انتظام است مكروه داشته مذكور مجلس عالى نمىشد ، دراين ولا به ذكر آن خوشوقت مىگشتند . همانا كه بر پيشگاه باطن غيبدان نقش آن پرتو انداخته بود .
از آن جمله روزى تصديق و تحسين كلام حقيقت انجام حضرت گيتىستانى فردوس مكانى مىفرمودند كه حضرت فردوسمكانى در محفل انس خود مذكور مىساختند كه فلان ملازم من مىگفت كه هرگاه خوابستان گورستان غزنين به نظر درمىآيد مرا ميل مردن مىشود . و در تلو آن مىفرمودند كه ما چون دهلى و مزارات آن را مشاهده مىكنيم سخن او به ياد مىآيد كه چه خوش مىگفت . و در همان نزديكى كه متوجّه ملك بقا مىشوند به بعضى از
هامش
( 1 ) م : ندارد