ايچكيان « 1 » صاحب منصب ؛ تير هفتم به ساير انكچيان ؛ تير ششم متعلّق به سرخيلان قبايل ؛ تير پنجم به يكّه جوانان بهادر ؛ تير چهارم به تحويلداران ؛ تير سيّوم به جوانان جرگه ؛ تير دوم به نام شاگردپيشگان ؛ تير اوّل به دربانان و پاسبانان و امثال اين مردم .
و از مخترعات آن حضرت آنكه مهمّات سركار سلطنت را به عدد عناصر اربعه چهار بخش ساخته بودند : آتشى ، هوايى ، آبى ، خاكى ، و جهت تمشيت مهمّات هر يك از اين چهار سركار وزيرى مقرّر فرموده بودند : مهمّات توپخانه ، ترتيب اسلحه و آلات حرب ، و ساير امورى كه افروختن آتش را در آن دخل باشد سركار آتشى مىگفتند ، و به وزارت آن سركار خواجه عميد الملك « 2 » قرار يافته بود ؛ مهمّات كركيراقخانه ، باورچيخانه ، اصطبل ، سرانجام ضروريات استرخانه و شترخانه ( 179 ) را [ 360 ] سركار هوايى مىناميدند ، و زمام اختيار آن سركار به خواجه لطف اللّه داده بودند ؛ سامان شربتخانه و سوچىخانه « 3 » و جريان انهار و مهمّاتى كه به آب منسوب باشد سركار آبى مىخواندند ( 180 ) ؛ مهمّات زراعت و عمارات و ضبط خالصات و بعضى از بيوتات به سركار خاكى موسوم گردانيده بودند . وزارت اين سركار به خواجه جلال الدّين ميرزا بيگ منسوب بود .
و در هر يكى از سركارهاى مذكوره يكى از امرا را دخل داده بودند ، مثلًا امير ناصر قلى مير سركار آتشى بود و همواره جامهء سرخ مىپوشيدى ( 181 ) .
و از جملهء اختراعاتى كه در آن زمان ترتيب داد ، يكى آن بود كه استادان نجّار چهار كشتى بزرگ در ميان آب جون مرتّب ساخته در هر يكى از كشتيها چهارطاقى مشتمل بر دو طبقه در غايت خوبى مرتفع گردانيدند و آن كشتيها را به نوعى به يكديگر وصل كردند كه آن چهارطاقها در محاذى يكديگر وقوع يافت ، و در ميان هر دو كشتى از آن چهار كشتى طاقى ديگر از حيّز قوّت به فعل آمد ، چنانچه در ميان كشتيها حوض [ ى ] مثمّن نمودار شد .
و از اختراعات شريفه ترتيب دكانها و آرايش بازار در كشتيها شده بود ،
هامش
( 1 ) متن : ايكچيان ، در بعضى نسخه : انكچيان ؛ و در بعضى نسخه : الچكيان
( 2 ) متن : عبد الملك ( قانون همايونى ، ص 48 )
( 3 ) متن : شوچيخانه