افزونى بعضى از اين محصولات از جمله مواردى است كه مؤلّف همزمان با تشريح وقايع تاريخى به آن مىپردازد . از جمله ضمن بيان وقايع 1002 ق . ( سال سى و هشتم جلوس اكبر شاه ) اشارهاى دارد به افزونى كشت و برداشت زعفران در كشمير و مقايسهء آن با سالهاى قبل .
ماجراى خودسوزى زنان هند بعد از مرگ شوهران خويش از جمله موضوعات حادّ اجتماعى آن روز هندوستان است : اگر اين عمل به ميل خود زن صورت نمىگرفت ، خويشاوندان براى حفظ آبرو و ناموس خانواده تلّ آتشى درست مىكردند و زن بيچاره را در آن مىانداختند .
مؤلّف ضمن شرح قباحت اين عمل ، اشارهاى به نامزد شدن افراد ذيصلاح از طرف اكبر شاه جهت بررسى تمايل و عدم تمايل زنان بيوه به سوختن دارد . دامنهء اين اقدام به تمامى نواحى و ولايات كشيده مىشود .
مؤلّف در كتاب خود بيانگر باورهاى عاميانهء مردم هندوستان است .
از جمله اينكه همراه شدن زاغ و غليواز همراه « لشكر نصرت قرين » باعث پيروزى است ؛ و يا اينكه حمله و شكار شيرى كه از طرف چپ شكارچى نمايان مىشود ، شگون ندارد ؛ و يا دعا بر آيينه خواندن و آن را در آتش انداختن مايهء فرونشاندن باران است ، و اكبر شاه جهت خاتمه دادن به ستوه مردم از بارش شديد باران اين كار را انجام مىدهد ( سال 986 ) .
شيخ ابو الفضل در كتاب خود اشارهاى نيز به آداب و رسوم دوران شاه طهماسب صفوى در تبريز دارد . وى ضمن شرح آذينبندى شهر تبريز توسط مردم به خاطر ورود همايون شاه به اين شهر ، صحبت از صدور مجوّز جهت برگزارى گرگدوانى و چوگانبازى مىنمايد كه « در آن وقت از انديشهء شورش ممنوع شده بود » .
گزارش تراشيدن سر گنهكار و سوار كردن وى بر خر بدون پالان و دور ميدان شهر گرداندن ، يكى ديگر از نمونههاى وضع اجتماعى و آداب و رسوم آن عهد بوده و شيخ ابو الفضل با دقّت و وسواس تمام بازگو
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 57
مساهمون: ابو الفضل مبارك
صمقدمه ٥٧