نهضت موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به بنگش ، و تأديب گردنكشان و لواى عزيمت افراختن به هندوستان و به دست آوردن ميرزا كامران ، و مراجعت به كابل ، و ديگر سوانح
در زمستان اواخر سال نهصد و پنجاه و نه حضرت جهانبانى را عزيمت بنگش رويه مصمّم گشت ، كه آن حدود به نسبت كابل قشلاغ است ، و در ضمن اين نهضت تنبيه سركشان آن ديار و تقويت لشكر فيروزى اثر نيز مطوى ضمير جهانگشاى بود ، و به جهت خجستگى و فرخندگى مورد فتوحات غيبى ، مظهر كرامات ازلى ، حضرت شاهنشاهى ، را در اين يورش دولتافزاى چون اقبال قرين خود ساخته به جانب گرديز و بنگش نهضت فرمودند و طوايف افغانان متمرّد تنبيه و تأديب شايسته يافتند ، و اموال و اسباب به دست سپاه نصرت اقتران افتاد .
اوّل قبيلهاى كه به تاخت رفت قبيلهء افغانان عبد الرّحمانى و آخر افغانان بر مزيدى بود . فتحشاه افغان كه از حمق و نادانى گمان دانايى بر خود كرده در اضلال گمراهان بود و از صدمات افواج قاهرهء پادشاهى فرار نموده با جمعيّت خود بهدرمىرفت ، به منعم خان و جمعى كثير كه از جلالآباد متوجّه موكب عالى بودند دوچار شده جميع اموال و اسباب او نصيبهء اين دولتمندان گشت و خود زخمى گريخت .