جميع مهمّات صورى به راى رزين خواجه مفوّض بود . مدّت شش ماه به آگاهى و شادمانى گذرانيدند .
و چون پيشوايى صورت و معنى از ناصيهء اقبال ظاهر و لايح بود ، همواره اعمال پسنديده و خصال ستوده - كه در سنّ بزرگى از سالخوردن جهانديده پديد نيايد - از آن جوانبخت فرخندهطالع به ظهور مىآمد و پيوسته نيّت درست از حقپرستى گرد دلها مىگشت ، و همواره در گردآورى پراكندهدلان سلسله صورت توجّه عالى مىگماشتند ، و پيوسته در استرضاى طايفهاى كه در شهرستان تجريد تصرّف عظيم داشته در تهذيب اخلاق و شناخت ايزد كمر اجتهاد بربسته راه فقر و فنا پيش گرفتهاند ، و از راحت و الم و مدح و ذمّ اهل عالم يكسو شده معاملهء خود را با يكتاى بىهمتا درست كردهاند ، آهنگ مىفرمودند .
در غزنين در آن زمان بابا بلاس « 1 » از مجذوبان حقشناس مستغرق بحر شهود و محو دوام استغراق بوده در كنج عزلت و زاويهء خمول به سر مىبرد . مكرّر به ديدن او توجّه مىفرمودند . و آن راستبين كارخانهء تقديس پيشوايى صورت و معنى از سواطع پيشانى مطالعه نموده به پادشاهى ظاهر و باطن تهنيتها مىفرمود و بشارتهاى طول بقا و مژدههاى علوّ مراتب مىداد .
و چون خاطر اقدس از سير و شكار غزنين نزديك بود كه فراغ يابد ، به موجب اشارت حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به مستقرّ جاه و جلال به دولت و سعادت مراجعت فرمودند . سبب طلب آنكه حضرت جهانبانى پيوسته در كابل انتظامبخش مهمّات بودند و اوقات گرامى تقسيم و توزيع فرموده لمحهاى از روز و شب به بطالت و تعطيل مصروف نمىساختند ، و با وجود دادبخشى و دلجويى شكستهدلان و ساير كاروبار سلطنت بملاحظهء مزيد شوق و انبساط به سير و شكار نيز توجه مىداشتند .
روزى به حدود زمّه ( 170 ) - كه موضعى است از مواضع دلگشاى كابل - به رسم شكار سوار شده بودند ، به حسب تقدير از اسب جدا شدند [ 323 ] و عنصر مقدّس آن حضرت آزردگى تمام دريافت . از آنجا كه هوشمندى قرين دولت و
هامش
( 1 ) ج : پلاس ؛ و : هلاس