تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
تربيت‌افزاى اهل عقيدت و اخلاص بودند . و در اوايل موسم بهار - كه هنگام اعتدال مزاج « 5 » عناصر بود - افغانان بىاعتدال كه همواره در آن حدود به تمرّد سر برداشته فتنه‌انگيزى و فساداندوزى مىكردند ، جمعى به ادراك دولت ملازمت و احراز سعادت آستان‌بوس سرافراز گشتند ، و گروهى به وسيلهء عرايض و پيشكشهاى لايق در زمرهء اهل اطاعت درآمدند و گرد فتنه و آشوب ميرزا فرو نشست . حضرت جهانبانى از راه بادنج به آب باران نزول سعادت فرمودند . در آن شب كه موكب عالى به نواحى بادنج « 6 » بود برف و باران عظيم شد و جمعى را آسيب رسيد . بعد از استيفاى سير و شكار دار الملك كابل مستقرّ دولت شده بيرام خان به انتظام مهمّات قندهار رخصت يافت و خواجه غازى جهت رسالت والى عراق با تحف و هدايا به همراهى بيرام خان مرخّص شد . ولايت غزنين و گرديز و بنگش و تومان لهو گر به ميرزا هندال مكرمت فرمودند . قندوز - كه ميرزا داشت - به مير بركه و ميرزا حسن قرار گرفت . ميرزا هندال به غزنين مرخّص شد . مير بركه به قندوز رخصت گرفت . جوى شاهى و آن حدود به خضر خواجه خان قرار يافت . پيشتر از آنكه مير بركه به آنجا رسد ، ميرزا ابراهيم قندوز را از محمّد طاهر خان به فسون و فسانه گرفته بود . مير بركه برگشته به كابل آمد . حضرت جهانبانى خدمات پسنديدهء ميرزا را شفيع معاملهء او ساخته آن محال را به او واگذاشتند . در اين ايّام به وسيلهء خواجه عبد السّميع ، شاه ابو المعالى در مجلس معلّى پادشاهى راه يافته به خدمت سرافراز شد . شاه ابو المعالى خود را به سادات ترمذ انتساب مىداد ، و حسن صورت او نيك‌سيرتان خيرانديش را در اشتباه نيك‌ذاتى مىانداخت ، و بىباكى او بر شجاعت او محمول مىشد ، لهذا منظور نظر تربيت و عنايت حضرت جهانبانى گشت - چنانچه مجملى از بدمستيها و از سر بدررفتگيهاى او در جاى خود گذارش خواهد يافت .
هامش
( 5 ) در اكثر نسخه : امتزاج عناصر ( 6 ) د : نارنج