تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
حاجى محمّد و برادرش شاه محمّد را - كه در بدآموزى و بداندامى استاد حاجى محمّد تواند شد - حكم گرفتن فرمودند . اين دو برادر حق‌ناشناس كه در خدمات جز بر مال و اعتبار نظر نداشته و در حرص و آز طريق ناسپاسى سپرده در عوض كالاى فاسد خود بهاى فراوان چشم داشته كفران نعمت مىنمودند ، گرفتار ادبار خود آمدند . آن حضرت به مقتضاى فرط عدالت فرمودند كه اين خدمت‌فروشان پست‌فطرت در مدّت ملازمت به طوع يا كره‌خدمتى كه كرده باشند در طومارى به قلم آرند و يكى از حقيقت‌شناسان بساط ملازمت جرايم و گناهان ايشان را در كتابت آرد تا به ميزان عدالت حقيقت احوال اين دو بدسرشت بر عالميان هويدا گردد . نامهء اعمال حسنهء ايشان نانوشته ماند و از سيّئات آنچه در محضر تحرير آمد صد و دو گناه بزرگ بود كه هر يك از آن به استقلال سبب بستن و كشتن و بىناموس كردن مىشد . سبحان اللّه ! يك آدمى است كه از نيكوخدمتى سرافكنده و لرزان مىباشد ، كه مبادا در راه خدمت نظرش بر كار افتد يا ساده‌لوحى را مظنّهء خدمت‌فروشى يا بدمستى در حق او استوار گردد ، و هرچند شايستگى خدمت افزونتر ، انديشهء اين كار فراوانتر ؛ و يك آدمى است كه ناكرده را به بهاى كرده مىفروشد و بدكردارى را به نيكوكارى آرايش داده و از ابله‌طرازى چشم بر احسان داشته در مقام خودآرايى مىدرآيد . چون به اين محاسبه حقيقت نفس الامر بر عالميان ظاهر شد كه اين دو بىدولت سزاوار بادافره بديهاى خويش‌اند ، و وقت است كه از خبث وجود ايشان دامن روزگار پاك شود ، نفس [ 311 ] بهيمى و سبعى را كه در پنجرهء هيولايى انسانى ايشان سريان داشت به بند كمند از پيكر آدمى صورت انسلاخ داده به محلّ لايق جاى دادند و ايشان را ، بلكه عالمى را ، از خبث طبيعت خلاصى بخشيدند . غزنين به بهادر خان قرار گرفت و تتّمهء جايگير او بر بعضى از ملازمان درگاه قسمت يافت . آن زمستان در آن حدود به سير و شكار اشتغال فرموده ، بزم‌آراى طرب و
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 456 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد