حيدر محمّد از روى هزبرى خود داد دلاورى و مردانگى داده كارزار مردانه نمود و زخمهاى نمايان - كه طغراى سرخرويى صورى و معنوى باشد - به او رسيد .
ثباتپايى نموده جاى خود را نگذاشت . اگرچه بسيارى از اسباب به تاراج رفت ، ميرزا كارى نساخته سراسيمه بازگشت .
بعد از چند روز كه موضع جپريار « 1 » كه از تومان نيكنهار « 2 » است - مضرب خيام دولت شد . از آنجا كه حزم و احتياط از لوازم آگاهى است ، مورچلها قسمت شده خندقى و ديواربستى « 3 » سرانجام يافته بود . آخرهاى روز دو افغان خبر آوردند كه امشب ميرزا كامران با گروه انبوه افغانان قصد شبيخون دارد .
حضرت جهانبانى آيين آگاهى به جاى آورده هرجا مردم تعيّن فرمودند .
شب يكشنبه بيست و يكّم ذيقعده نهصد و پنجاه و هشت ربعى از شب گذشته بود كه ميرزا كامران با بسيارى از افغانان بر اردوى ظفر قرين ريخت . حضرت جهانبانى بر بلنديى كه عقب دولتخانه بود سوار دولت شده ايستادند و غرّهء جبههء عظمت و درّهء افسر خلافت ، يعنى حضرت شاهنشاهى ، را پيش خود طلبيدند . ملازمان عتبهء عليّه هر كدام در مورچل خود قواعد حراست و مراسم شجاعت به تقديم رسانيدند و پاى تمكين مستقيم داشته دست اهتمام گشادند ، و آتش محاربه و قتال اشتعال داشت .
در اثناى اين غوغا و آشوب عبد الوهّاب يساول - كه در مورچلها « 4 » گشته اهتمام مىكرد - تيرى به او رسيده شهيد گشت . همچنين بازار محاربه گرم بود . تا آنكه ماه منير - كه آيينهدار عالم است - از مطلع اقبال سر بر كرده روى زمين را به پرتو شعشعهء جهانتاب روشن ساخت [ 313 ] و نور فتح و نصرت از ناصيهء دولت درخشيدن گرفت . سپاه خصم هزيمت را غنيمت شمرده هر كدام پريشان و پشيمان به گوشهاى و كنارى به در رفت « 5 » . اولياى دولت كامياب و كامگار گشته لواى جمعيّت برافراختند . خاطر همگنان به اطمينان همنشين گشته بود كه ناگاه خبر ناخوش بدرود كردن ميرزا هندال خرابآباد جهان را به مسامع عزّ و جلال
هامش
( 1 ) الف ، ه ، د : چريار
( 2 ) ه : نيكبهار
( 3 ) د ، ح ، م : ديوار پستى
( 4 ) در بعضى نسخه : ملچارها
( 5 ) در بعضى نسخه : از گوشه و كنار بدر رفت