توجّه موكب مقدّس حضرت جهانبانى به اطفاى نايرهء فتنهء ميرزا كامران بار ديگر
از آنجا كه عادت را طبيعت خامسه گفتهاند ، هر كه به عادت بد معتاد شد مثل كژدم در نيشزدن بىاختيار است ، فكيف جمعى كه در نهاد خود بدانديش و شرارتانگيز واقع شده باشند و در مزاج ايشان عادت با طبيعت اتّفاق نموده باشد ، بنابراين مقدّمهء حق اساس ميرزا كامران باز بر طبيعت و عادت خود مايل گشته حركات ناخوش خود را وسيلهء سزاى خويش گردانيد و جمعى از افغانان خليل و مهمند و طايفهاى از اوباش - كه نيك از بد جدا نتوانند كرد - به خود همراه ساخته در مقام تاختوتاراج درآمد .
حضرت جهانبانى كه آرامبخش زمينوزمان بودند ، فرونشاندن اين شورش را از عبادت دانسته عزيمت توجّه بر اصل قرار دادند و خواجه اختيار و مير عبد الحىّ را - كه از مقرّبان بساط عزّت بودند - به غزنين فرستادند كه منشور عاطفت رسانده حاجى محمّد را از ظلمت بدانديشى به نور حقشناسى هدايت بخشند ، و تا متوجّه شدن و قدم در ركاب عزيمت آوردن به مسامع عزّ و جلال رسيد كه ميرزا كامران با چندى از اوباش بىسروپا قلعه را كه نزديك چهارباغ در حوالى جلالآباد است محاصره نموده . آن حضرت به آمدن حاجى محمّد خان