را بجد كرده [ 285 ] بر سر هزارهها برد كه تاخت و تاراج اين گروه - كه همواره به رهزنى و غارتگرى اشتغال دارند - نمايد . از بىتدبيرى كه منشأ آن غرور جوانى و جنون پندار باشد ، آيين پيكار منظور داشته به جنگ جرأت نمودند . ميرزا از جام شمشير شربت واپسين دركشيد .
آن حضرت تردى محمّد خان را اعتبار افزوده زمين داور و آن حدود به جايگير او مقرّر ساختند و به جهت انتظام و استحكام مبانى آن حدود رخصت فرمودند .
در همين سال ايلچيان عبد الرشيد خان بن سلطان سعيد خان ، حاكم كاشغر ، آمده ، تحف و هداياى گرامى به نظر اشرف گذراندند و به زودى مشمول عنايت شده رخصت يافتند . همچنين در همين ايّام سعادتپيراى عباس سلطان كه از سلاطين اوزبكيّه بود به آستانبوس استسعاد يافت و منظور نظر عاطفت و تربيت گشت و مرتبهء او را بلند ساخته به عفّتقباب گلچهره بيگم - كه همشيرهء خرد آن حضرت بود - عقد ازدواج بستند .
از وقايعى كه در اين سال روى داد ، شهيد شدن ميرزا شاه ، برادر ميرزا الغ بيگ ، است . از اشتر كرام ( 166 ) - كه در جايگير او بود - عزيمت آستانبوس داشت . چون به كتل منار رسيد ، شاه محمّد ، برادر حاجى محمّد ، به انتقام آنكه در هندوستان كوكى عمّ حاجى محمّد خان را ميرزا محمّد سلطان كشته بود ، كمين كرده در سر راه آن كتل تيرى زد و ميرزا را در آن عقبه به درجهء عاليهء شهادت عروج داد « 20 » .
هامش
( 20 ) ه : به درجهء شهادت رسيد