ميرزايان به اتّفاق از قندهار متوجّه زمين داور شدند .
چون خبر آمدن عساكر فيروزىمند به اردوى ميرزا رسيد ، هزارهها پراكنده شده دست به دامن صحرا زدند . ميرزا كامران خود را به كناره كشيد و به جانب بكر شتافته به شاه حسن ارغون التجا برد . ميرزا الغ بيگ به جايگير خود استقرار گرفت . يادگار ناصر ميرزا احراز ملازمت اقدس را احرام بست و در دار السّلطنهء كابل ادراك سعادت ملازمت نمود - چنان كه گذارش يافت .
ميرزا كامران در حدود سند به سر برده دختر حاكم تته را - كه پيشتر نامزد شده بود - در انعقاد خود درآورد . روزى چند آنجا در انديشهء فتنه و فساد نشست كه خبر شدّت ضعف حضرت جهانبانى - كه در حدود بدخشان روى داده بود - شنود . بعد از آن [ 258 ] خبرهاى ناخوش انتشار يافت .
ميرزا از حاكم تته كومك خواسته ارادهء رفتن كابل نمود . حاكم تته اين را فوز عظيم دانسته جمعى را همراه ميرزا كرد . بعضى بر اين شدند كه اوّل قندهار را بايد گرفت بعد از آن متوجه كابل شد . چون قندهار به اهتمام بيرام خان استحكام تمام داشت گرفتن كابل پيشنهاد خود ساخته ، به پاى بيباكى شتافت و به حدود قلات به جمعى از افغانان سوداگر كه اسب مىبردهاند رسيد و از بىاعتدالى اسبان را كشيده به مردم خود قسمت كرد .
و از آنجا به صوب غزنين شتافت . ناگهانى به غزنين رسيد . از جانب ميرزا هندال ، زاهد بيگ در قلعه به غفلت و مستى مىگذرانيد . در آن شب كه ميرزا به غزنين آمد ، زاهد مست طافح بود . به اتّفاق عبد الرّحمن قصّاب مردم ميرزا به كمند بالا رفتند و قلعه را به تصرّف خود درآوردند و زاهد بيگ را مست به حضور ميرزا آوردند . و اين بدمستان در عين مستى او را از فراز هستى به نشيب نيستى انداختند .
ميرزا دولت سلطان داماد خود را به غزنين گذاشت و جمعى از مردم بكر به سركردگى ملك محمدّ - كه يكى از معتبران حاكم تته بود - به كومك گذاشته خود به سرعت تمام روانهء كابل شد و سحرى بىسابقهء خبر به كابل رسيد . اوّل به دروازهء طاقيهدوزان آمد . از محمّد طغايى - كه حكومت كابل به او مقرّر بود - خبر
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٣٨٢