تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
صفات متقابله و آثار اسماى متضادّه به مقتضاى كمال و اكمال پرده‌گشايى داشت ، و لهذا سنوح اين وقايع در عنفوان صغر سنّ به ظهور آمد كه در آن وقت خاطر قدسىمآثر از دريافت ناملايم فراغ داشت . از ذكر اين سخنان حقيقت‌پيوند بر هوشمند عبرت‌گزين واضح مىگردد كه نظر ظاهربينان را اين سوانح از افاضات تعليم و اضافات تفهيم است و در ديدهء بصيرت حقيقت‌شناسان از قسم اشراقات لازمهء ذات عليم قديم . و هرگاه از دورماندگان درگاه احديّت را سرگردان تيه حيرت ساخته تلخابهء بلا به كامش ريزند ، پيشتر چين شكوه در ناصيهء قبولش انداخته او را مصدر انواع حق‌ناشناسى مىگردانند و مظهر اقسام بيداد و ستم مىسازند تا در عذاب مخلّد و نكال موبّد اندازند . و اين تمثال حال ميرزا كامران است كه با ولينعمت و برادر بزرگ و بزرگ ساختهء ازل و برگزيدهء حقّ و پادشاه وقت و فرمانرواى عالم درمىافتد و حال و مال و عرض و ناموس چندين بنده‌هاى « 2 » خدا را در معرض تلف مىآورد . مجملًا در اين هنگام مسرّت كه وسعت‌آباد خاطر به انواع خرّمى و خوشحالى و اصناف بىغمى و فارغ‌بالى بستانسراى عيش بود ، چشم‌زخمى غريب رسيد و خبر وحشت اثر آمد كه ميرزا كامران از راه بىاعتدالى گرد فتنه انگيخته است و ناگهان بر سر دار السّلطنهء كابل ريخته و آن را در تصرّف خود آورده و شيرافگن ناعاقبت‌انديشى كرده ، پيش ميرزا رفته است . خاطر قدسىمآثر حضرت جهانبانى اوّل از رهگذر حضرت شاهنشاهى ، و دوم از جهت غمخوارگى سكنه و رعايا - كه بدايع و دايع حضرت جهان‌آفرين‌اند ، و در نظر عدالت تربيت اينها كمتر از تربيت اولاد نبايد - و سيوم از ممرّ طغيان ميرزا و امور مترتبه بر آن برهمزده گشت ، و همّت آسمانى نهمت در تدارك اين تفرقه مصروف داشته در سرانجام اين يورش اهتمام لايق به ظهور آوردند . و راقم اين شگرف‌نامه ابو الفضل به جهت استيفاى بيان حالت و استقصاى
هامش
( 2 ) متن : بندهاى