تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
تفاصيل سوانح صرف عنان قلم از سمت امتداد طول كلام نموده به جانب عرض شتافت ، بنابراين مجملى به طريق جملهء معترضه تحرير مىنمايد تا لب‌تشنگان زلال سخن را سيراب گرداند [ 257 ] . تصوير اين حالت آنكه چون موكب اقبال فتح قندهار نموده به حدود ممالك كابل آمد ، تمامى لشكر كابل و مردم آن مرزوبوم از نويد قدوم ميمنت‌بخس « 3 » حضرت جهانبانى خوشوقت شده و از ميرزا جدايى اختيار نموده فوج‌فوج و جوق‌جوق به درگاه و الا سر تسليم و انقياد مىنهادند ؛ ميرزا از طريق هدايت و جادهء ارادت و اطاعت منحرف گشته و در تيه اضطراب و اضطرار سرگردان شده راه غزنين پيش گرفت و از سعادت دريافت ملازمت متنفر شده فرار نمود . ميرزا هندال و مصاحب بيگ و جمعى ديگر تعاقب نمودند - چنانچه در مبادى فتح كابل معروض شد - و چون اثرى از ميرزا پديد نشد و گروهى از راه او برنخاست . متعاقبان به موجب امتثال امر عالى مراجعت نموده به كابل آمدند . ميرزا كامران به سرعت هرچه تمامتر خود را به غزنين رسانيد . اهالى و موالى آن ديار را بخت ياورى كرد : قلعهء غزنين را محكم ساخته در خواهش را بر او نگشودند . هرچه ميرزا تزوير كرد به جايى نرسيد . از آنجا به خانهء خضر خان هزاره شتافت . خضر خان آداب و رسوم ميهمانى به جاى آورده ميرزا را به تپرى « 4 » آورد و از آنجا به زمين داور برد . حسام الدّين على - ولد مير خليفه - در زمين داور بود . قلعه را استحكام داده جنگهاى مردانه كرد و به مردانگى قلعه را نگاه داشت . چون اين خبر به مسامع عليه رسيد ، غزنين را به ميرزا هندال مكرمت فرمودند و زمين داور و آن حدود را به ميرزا الغ مقرّر ساختند ، و علم و نقاره و تمن توغ ضميمهء تفضّل ساخته او را بدان صوب تعيّن فرمودند . و فرمان عاطفت طغرا به نام بيرام خان صادر شد كه يادگار ناصر ميرزا كه به دولتخواهى آنجا آمده است او را همراه ميرزا الغ نموده بر سر ميرزا كامران فرستد . و منشورى به اسم يادگار ناصر ميرزا نيز سعادت نفاذ يافت كه به اتّفاق ميرزا الغ دفع فتنهء ميرزا كامرا نمايد و به وسيلهء اهتمام اين خدمت بر مصاعد تلافى تقصيرات گذشته متصاعد گردد .
هامش
( 3 ) ب : ميمنت لزوم ( 4 ) در بعضى نسخه : تبرى
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 381 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد