نهضت موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به تسخير بدخشان و فتح آن ولايت و آنچه در آن ايّام روى نمود
چون انحراف ميرزا سليمان به صحّت پيوست و محقّق شد كه سر از فرمانبردارى پيچيده ، انديشهء سرورى درد سرش مىدهد و از اين خيال باطل به رنج اندر است « 1 » ، حضرت جهانبانى اوايل [ 251 ] نهصد و پنجاه و سه « 2 » عنان عزيمت به صوب بدخشان منعطف فرمودند .
و يكى از اسباب انحراف او آنكه بعد از فتح كابل خوست و اندر آب - كه در تصرّف ميرزا بود و به يكى از ملازمان درگاه مكرمت فرموده بودند - ميرزا در تصرّف خويش درآورد . و چون در حساب و معامله بدخشان تمام به ميرزا نمىرسيد ، آن حضرت مىخواستند كه قندوز و آن حدود را نيز تغيير داده به يكى از ملازمان عالى جايگير نمايند ، و بر آنچه حضرت گيتىستانى فردوسمكانى به پدر ميرزا سليمان داده بودند اكتفا فرمايند ، و چون محروسهء مملكت وسعت پيدا كند در وجه جايگير او نيز توسعه واقع شود ، ليكن به جهت مراعات احوال او قندوز به حال خود گذاشته بودند . ميرزا از معامله نافهمى از ولينعمت خود
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : + مصراع : زهى تصوّر باطل زهى خيال محال
( 2 ) ط : چهارصد و شصت و هشت جلالى موافق اوايل نهصد و پنجاه و سه