تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
آمده زمين‌بوس نمود « 7 » . آن حضرت او را نيز مورد الطاف ساخته ولايت شال و مشتنگ عنايت فرمودند ، و اين واردان را كامروا ساخته به زودى رخصت مراجعت نمودند كه مبادا مزاج وحشت بر طبيعت اين روستاپروردان مستولى شود و آب‌وهواى طول مكث به حال ايشان گوارا نيايد . و از جملهء سوانحى كه در قرب آن ايّام واقع شد آن بود كه يادگار ناصر ميرزا از تيرگى بخت و نادرستى درون عنايات سابق و لاحق را درهم پيچيده همه را بر طاق نسيان نهاد و از روى مكابره بر جادهء بد درونى و عناد ايستاد ، و بر گفت سيه‌بختان - كه عمدهء آنها مظفّر كوكهء ميرزا عسكرى بود - گوش داشته پيوسته خيالات فاسد به خود راه مىداد . چون اين معنى متواتر [ 250 ] به سمع اعلى رسيد و از مخبران صادق به سجل ثبوت پيوست ، على الخصوص عبد الجبّار شيخ - كه از يكّه‌هاى معتبر بود و از گربزى در اين كنگاش - كه مورد مفاسد بود - محرميّت و مشاركت داشت نيز آمده حقيقت معامله را از روى تحقيق بتفصيل معروض داشت ، خاطر قدسى مآثر حضرت جهانبانى جنّت‌آشيانى برآشفت . مظفّر كوكه را گرفته به ياسا رسانيدند و يادگار ناصر ميرزا را طلبيده به زبان قراچه خان سخنان عتاب‌آميز گفته فرستادند . محصّلش آنكه ما را گمان آن بود كه در اين مرتبه كه بتازگى از عظايم جرايم تو گذشته به عواطف بيكران اختصاص بخشيده‌ايم عبرت گرفته تقصيرات ماضى و حال را تلافى كنى . كفران‌نعمت را هم حدّى و اندازه‌اى مىباشد . ميرزا سر خجالت پيش انداخته گاهى به سكوت و گاهى به انكار و تجاهل عارف مىگذرانيد . آن حضرت بعد از مخاطبات حسابى و معاتبات پادشاهى ابراهيم ايشيك آقا و جمعى را فرمودند كه او را مقيّد ساخته بر بالاى ارگ كابل نزديك به محلّى كه ميرزا عسكرى در قيد بود نگاه داشتند . و از جمله وقايعى كه در آن ايّام حادث شد فوت چغتايى سلطان « 8 » است كه جوانى بود از سلاطين مغول ، و در حسن صورت و سيرت يگانهء روزگار ، و به نظر
هامش
( 7 ) ح : به شرف كورنش سربلند گشت ( 8 ) ح : چغتا سلطان