آن حضرت با امامقلى قورچى كشتى گرفتند و ميرزا هندال و يادگار ناصر ميرزا با هم لوازم كشتى به جاى آوردند .
و بعد از آن به سير ارغوان زار به خواجه سيّاران عنان توجّه معطوف داشته داد خوشدلى دادند و به دولت مراجعت فرموده در نشاطافزايى و عشرتپيرايى جشن عالى اشتغال فرمودند . و ملازمان آستان رفعتپيوند را [ 249 ] فراخور اخلاص و خدمت به جايگيرهاى مناسب حال هريك از انعامهاى لايق هر كدام و خلعتهاى موافق هر فريق شرف امتياز بخشيدند .
از آن جمله غزنين و آن حدود به ميرزا هندال ، زمين داور و تپرى « 4 » و آن حدود به الغ ميرزا عنايت فرمودند . و جميع منتسبان آستان عبوديت را فراخور حالت و رتبت به مواجب و مواهب كامياب فرموده سريرآراى ملك صورت و معنى شدند ، و طوايف انام در سايهء افاضت و پرتو رأفت مرفّه الحال شده قرين مقصد و همنشين اطمينان گشتند .
و از جمله قضايا كه در آيينبندى چهرهگشا گشت ، آمدن ايلچيان شاه والاقدر شاه طهماسب بود به مباركبادى فتح و آوردن تحف و هداياى لايق .
سركردهء آنها ولد بيگ بود و آن حضرت او را به عواطف خسروانى نوازش فرمودند . ديگر رسيدن شاه قاسم طغايى بود به درگاه معلّى از جانب ميرزا سليمان برسم رسالت با عرضه داشت و پيشكش . و ميرزا آنچه در ناآمدن خود معروض داشته بود به عزّ قبول مقرون نشد . و حكم قضا جريان برآمدن او صادر گشت كه طريق يكجهتى و اخلاص خود را در توجّه به سعادت ملازمت منحصر داند .
و از جمله وقايعى كه متصّل به انقضاى ايّام آيينبندى وقوع يافت ، آمدن مير سيّد على بود كه در ولايت افغان و بلوچ به زميندارى و حقيقتورزى ممتاز بود و نزديك موضع دركى - كه از توابع و اعمال هند « 5 » است - اقامت داشت ، به قدم صدق و فرق اخلاص سعادت آستانبوس دريافت و مشمول عواطف خسروانه شد . دوكى را به او مكرمت فرمودند .
در همان نزديكى لونك « 6 » بلوچ - كه از اعيان طوايف خود بود - با برادران
هامش
( 4 ) الف ، ه ، ح : تيرى ؛ د ، و : تبرى
( 5 ) م : سند
( 6 ) ح : لومك