تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
به دانش‌آموزى حضّار حضرت شاهنشاهى را بر دوش عزّت گرفته بر مسند سعادت آوردند و به حكم معلّى حضرت مريم مكانى در سلك ساير مقدّسات درآمده بىتشخيص و تعيين به حضور اقدس حضرت شاهنشاهى آمدند ، و اشارت بشارت‌بخش پادشاهى بر آن رفت كه آن نور حدقهء سلطنت والدهء ماجدهء خود را از ميان چندين گروه عفايف بشناسند . آن حضرت به نور الهى بىمزاحمت سهو و خطا و بىكلفت التباس و اشتباه به دريافت ازلى و شناخت ذاتى دريافته در كنف والدهء مقدسهء خويش و در آغوش آن صدرنشين ستر عفاف جا گرفتند . از مشاهدهء اين امر شگرف - كه حيرت‌افزاى عقول و افهام ظاهربينان تنگناى عادت بود - غريو از حاضران بساط قرب برآمده شناساى قدر اين بزرگ ازل‌پرورد و اعجوبهء كارگاه تقدير گشتند ، و معلوم همگنان شد كه اين دريافت از اعمال حواس جسمانى نيست كه در صغر سن و كبر عمر تفاوت كند ، بلكه به محض تفرّس روحانى و تعليم ربّانى است كه به وسيلهء اين نوباوهء چمن اقبال از مكمن نور مقدّس به مشرق ظهور شتافته است . آرى پيوند ازلى را حجاب دورى مانع نمىشود و قرب معنوى را بعد صورى حايل نمىگردد ؛ و چون تأمّل كنند بعد را چه گنجايش كه در اين ريعان گلبن عمر كمال قرب به مبدأ حاصل است و انوار افاضهء وجود و تكميل صورت عنصرى و تصقيل مشاعر ادراك درجه‌بدرجه صورت‌پذير ، و نهايت مناسب به عالم تجرّد و تقدّس ، كه ظلمت جهل و كثرت غفلت را در پيرامون آن راه نيست ، جلوه‌نما . و بر دوربينان عالم اسرار مختفى نيست كه اين صاحب فطرت عالى اگرچه در نشأه عنصرى و مواد هيولانى مولود نماست ، امّا از به دو فطرت و اصل پيدايى آبا و امّهات از مآثر توليد اويند ، و او در مسالك معنى و مكامن باطن ابو الآباست . و بر حضرت جهانبانى ، كه پرده‌دار رموز آسمانى بودند ، هويدا بود كه چمن‌پيراى جهان هستى اين نونهال بهارستان وجود را براى دريافت مقادير مراتب جهانيان اوّلًا ، و به جهت گردآورى پراكندگيهاى روزگار ثانياً ، به عرصهء ظهور آورده است . و بالجمله در لباس رسم ختنه‌سور آداب شكرگزارى [ 248 ] نعمت‌بخش