تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
- كه در برابر مقابر است - پيش ميرزا عسكرى بوده تماشاى جنگ مىكرد . با وجود آن‌قدر مسافت كه تشخيص چهره ممكن نبود به عرض رسانيد كه اين مرد كه از دست او نيزه افتاده عجب نيست كه حيدر سلطان باشد چه ، قبل از اين با عبيد اللّه خان به شهر طوس رفته بودم . من و حيدر سلطان همراه تاخته بوديم ، و اين دو انگشت من آنجا افتاد . از روش تاختن قياس مىكنم كه او باشد . بعد از زمانى كه آن نيزه را آوردند ، اسم او نوشته بود . خوانده ، بر قياس او آفرين كردند . و اين معنى شهرت كرد . در اين نبرد مردآزماى اكثر مردم زخمى شدند و خواجه معظّم از همه بيشتر زخم خورد و به خير مراجعت نمود . مقارن اين حال خبر رسيد كه رفيع كوكهء ميرزا كامران به جانب زمين داور پس كوهى - كه در لب آب ارغند آب واقع شده - با جمعى از هزاره و نكدرى مجتمع شده ، نشسته . بيرام خان ، محمّدى ميرزا ، حيدر سلطان ، مقصود ميرزا آخته بيگى ولد زين الدّين سلطان شاملو و جمعى كثير بر سر ايشان تعيّن شدند . قدرى جنگ پيوست . به اقبال سعادت قرين رفيع كوكه گرفتار شد ، و بسيارى از مواد استعداد و آلات و ادوات حرب و مواشى و دواب به دست اولياى دولت افتاد . و به قدر عسرتى كه در اردوى ظفر قرين شده بود به يعسر مبدّل گشت و رفاهيّت در معسكر اقبال پديد آمد . همچنين همواره دلاوران اخلاص‌پيشه مبارزتها نموده كامياب مىشدند [ 230 ] . چون « 1 » ميرزا عسكرى از ادبار خود رشتهء كار از دست داده در مخاصمت اهتمام نمود ، به مقتضاى رأفت عامه و عطوفت اخوّت به خاطر جهان‌آراى راه يافت كه منشور نصايح شاهى را با فرمان موعظت تبيان خود پيش ميرزا كامران ارسال دارند ، شايد از خواب غفلت بيدار شده راه سداد پيش گيرد و به وسيلهء نيكوخدمتى ، تلافى تقصيرات خود نمايد تا بىتقريب كار چندين كس به هلاكت نكشد ، و به وسيلهء اتّفاق برادران گرامى كارهاى شگرف - كه مكنون ضمير صواب‌انديش است - ظهور يابد . بنابراين داعيه بيرام خان را به رسم رسالت به
هامش
( 1 ) در نسخهء ح در اينجا عنوانى نوشته ، و آن اين است : ذكر فرستادن بيرام خان برسم رسالت پيش ميرزا كامران ، و بعضى سوانح كه در آن ايّام واقع شد .