تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
كابل فرستادند . چون به كتل روغنى و آب ايستاده - كه ما بين قندهار و غزنين است - رسيد ، جمعى از هزاره‌ها سر راه گرفتند . آخرهاى روز جنگ درپيوست . اولياى دولت قاهره نبردهاى مردانه كرده ، هزاره‌هاى بىدولت را تأديب نمودند ، و بسيارى از اين بىدولتان راه نيستى پيش گرفتند . چون بيرام خان نزديك كابل رسيد بابوس و جمعى به استقبال آمده بيرامخان را بردند . ميرزا كامران در چهارباغ مجلس آراسته ، بيرام خان را طلبيد . به انديشهء صايب او چنان رسيد كه اين دو منشور دولت را به ميرزا - كه نشسته باشد - مناسب نيست ، و آنكه ميرزا ايستاده تعظيم به جاى آرد بسيار دور ؛ كه آن را دانشى درست و بختى بلند بايد . پس انديشهء كار نموده مصحفى به دست گرفته به رسم پيشكش آورد . ميرزا مصحف ديده به جهت تعظيم آن راست ايستاد . در اين اثنا اين دو مثال اقبال را گذرانيد و آن فكر صحيح را وسيلهء تعظيم آن الواح سعادت ارقام ساخت ، و تحف پادشاهى و هداياى شاهى را به آيين ستوده در نظر آورد ، و با ميرزا نشسته سخنان اخلاص‌آفرين صداقت ابداع مذكور ساخت ، و آخر مجلس رخصت ملازمت حضرت شاهنشاهى گرفت ، و اجازت ديدن ميرزا هندال و ميرزا سليمان و يادگار ناصر ميرزا و الغ بيگ ميرزا ضميمهء آن ساخت . ميرزا رخصت داد و بابوس را مقرّر كرد كه در ديدنها همراه باشد . از آنجا بيرام خان اوّل به بخت بيدار و اخلاص پايدار متوجّه آستان‌بوس حضرت شاهنشاهى - كه جانهاى مقدّس رونماى او سزد - شد . آن حضرت در باغ مكتب پيش حضرت عفّت‌قباب خانزاده بيگم همشيرهء كلان حضرت گيتىستانى فردوس‌مكانى مىبودند . ماهم بيگم - كه انگهء آن حضرت بودند - آن نورپرورد الهى را از درون بيرون آوردند ، و رسيدها به آيين بندگى ملازمت نموده تبليغ رسالت و اداى امانت نمودند . از ميامن ديدار دولت‌افزاى سعادت‌بخش آن حضرت بيرام خان و ساير همراهان را انبساط عظيم [ 231 ] روى داد و مشاهدهء انوار الهى - كه در جبين مبين آن حضرت ظاهر بود - جلابخش
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 343 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد