رسيدن موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به قندهار و محاصره كردن و فتح نمودن
چون بهادران اخلاصانديش موكب معلّى را چنين فتحى روى نمود ، حضرت جهانبانى [ 229 ] جنّتآشيانى سپاس ايزد به تقديم رسانيده بعد از پنج روز از اين قضيّهء مسرّت انتما در روز شنبه هفدهم محرّم نهصد و پنجاه و دو به ساعت مسعود - كه منتخب انظار تقويم بود - به دولت و سعادت با مواكب اقبال و عساكر نصرت به حوالى حصار قندهار رسيده در ضلع دروازهء ماشور نزول اجلال فرمودند و در باغ شمس الدّين على ، قاضى قندهار ، فرود آمدند . مورچلها تقسيم يافت و صاحب اهتمامان جابجا تعيّن شدند ، و هر روز از جانبين جوانان نبردآزماى برآمده كارزارها مىكردند .
يك روز حيدر سلطان و هر دو پسرش عليقلى خان و بهادر خان ، و خواجه معظّم از پيش خواجه خضر غنيم را برداشته تا مزارات - كه نزديك شهر كهنه و كوچهبند بود - بردند و كارهاى نايان نمودند . حيدر سلطان از همه پيش بود ، و پيش تاخته بود . از غرايب آنكه بابادوست يساول با جمعى در مزارات ايستاده تيراندازى مىكرد . حيدر سلطان به نيزه خواست كار او تمام كند . دست برداشتن همان بود و تير به بغل او رسيدن همان .
اسمعيل سلطان جايى كه ميرزا كامران به كومك فرستاده بود در برج آقچه