احمد سلطان شاملو ولد محمّد خليفه ؛ سنجاب سلطان افشار حاكم فراه ، يار على سلطان تكلو ؛ سلطانعلى افشار ؛ سلطانقلى قورچىباشى خويش محمّد خان ؛ يعقوب ميرزا طغايى ؛ سلطان محمّد خدابنده ؛ سلطان حسينقلى شاملو برادر احمد سلطان حاكم سيستان ؛ ادهم ميرزا ولد ديو ميرزا ؛ [ 219 ] تهمتن ميرزا ولد ديو سلطان ؛ حيدر سلطان شيبانى ؛ عليقلى و بهادر ( 150 ) پسران مشاراليه ؛ مقصود ميرزا آخته بيگى ولد زين الدّين سلطان شاملو ؛ محمّدى ميرزا نبيرهء جهانشاه ميرزا مشهور به شاه يزدى بيگ « 11 » كچل استجلو ؛ على سلطان جلاق خواهرزادهء محمّد خان ؛ ابو الفتح سلطان افشار ؛ حسن سلطان افشار « 12 » ؛ يادگار سلطان موصلو ؛ احمد سلطان الاش اوغلى استجلو ؛ صافى ولى سلطان ولد صوفيان خليفه روملو ؛ على بيگ ذو الفقار كش ؛ محمّدى بيگ كتابدار قاجار ؛ و سهصد قورچى خاصه به سامان شايسته نيز تعيّن يافتند .
بعد از اتمام اين مجلس ، حكم عالى شد كه در آق زيارت - كه آخر منزل ييلاق سرلق است - سيوم بار شكار قمرغه درهم آوردند و انواع شادمانى و كامرانى فرموده ، آداب خاطرجويى به تقديم رسانيدند و در عرصهء دلگشاى ميانه - كه در لطافت هوا مشهور آفاق است - شاه والاقدر به منزل حضرت جهانبانى تشريف آوردند و به مشايعت مبادرت جسته به احسن وجوه و ايمن آداب به ساعت مسعود وداع يكدگر فرمودند .
حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به موجب اقتدا به سنّت سنيّهء حضرت صاحبقرانى ، از آنجا به دولت و اقبال متوجّه اردبيل و تبريز شدند . هودج اقبال حضرت مريم مكانى را با خيل و حشم و عبيد و خدم از راه راست به جانب قندهار روان فرمودند ، و حاجى محمّد خان را سرلشكر ساخته در خدمت هودج اقبال آن عفّتقباب گذاشتند ، و دوازده هزار سوار - كه ملازم ركاب نصرتقباب فرموده بودند - رخصت يافته به جهت سامان و سرانجام خود روانه شدند كه چون رايات نصرت آيات حضرت جهانبانى به آب هلمند رسد شاهزادهء عاليقدر با لشكر مقرّر ادراك ملازمت نمايد .
هامش
( 11 ) د ، ح : بردى بيگ
( 12 ) الف ، ه : حسين سلطان