دو نور بصر چشم اقبال را * دو عيد مبارك مه و سال را
دو كوكب كزيشان فلك راست زين * به هم در يكى عرصه چو فرقدين
دو چشم جهانى به هم همعنان * به هم چون دو ابرو تواضعكنان
دو سعد فلك را يكى برج جاى * دو و الا گهر را يكى دُرج جاى .
شاه فرمود : « فتح هندوستان كه حضرت گيتىستانى فردوسمكانى را ميسّر شد حضرت جهانآفرين جهانبخش « 8 » شمشير جهانگير شما را كليد گنجخانهء كشورگشايى گردانيد ، و هر قصورى و فتورى كه در مملكتدارى و جهانبانى در اين ولا پيشآمد از نامساعدى و بىاتّفاقى برادران بىاخلاص بوده ، و شما را در آن اختيارى نبود ( 145 ) . در عالم اسباب موافقت برادران [ 217 ] امرى مهم است ؛ كه كارهاى بسته گشاده گردد . اكنون ما را برادر خرد خود تصوّر فرموده ممدّ و معين دانند ، كه منّت بر جان خود نهاده آنچه شرايط امداد و لوازم اعانت و اسعاد بوده باشد بر حسب آرزو به تقديم رسانيم ، و سوابق حقوق را منظور داشته آنقدر كومك كه در كار باشد سرانجام نماييم . و اگر خود ما را بايد رفت به طريق كومك برويم ( 146 ) » .
و بسيار از سخنان حقيقتپيراى - كه بزرگمنشى را نشان بزرگ باشد - فرمودند ، و چند روز جشن خسروانى داشتند . حضرت شاه هر روز خود به همهء كاروبار وارسيده مجلس غير مكرّر مىآراستند و زينتافزاى صورت و معنى مىگشتند و روزبروز در صداقت و محبت مىافزودند .
ترتيب مجلسآرايى - كه چنان شاهى به ذات خود مباشر شود - چگونه
هامش
( 8 ) د : حضرت جانبخش جهانآفرين