ز رنج و راحت گيتى مرنجان دل مشو خرّم * كه آيين جهان گاهى چنان گاهى چنين باشد .
حضرت جهانبانى را رقّت شد و بغايت متأثر شدند و انعامها در دامن اميد او ريختند ( 139 ) .
چون هرى و سيرگاههاى او بغايت خوش آمده بود و جشن نوروزى نزديك رسيده ، روزى چند آنجا توقّف افتاد . هرگاه آن حضرت به سير سوارى مىفرمودند محمّد خان در ملازمت بوده ، اداى نيكوبندگى به جاى مىآورد و از دو جانب آن حضرت زرها نثار مىكرد ، و هر روز مقامى مشهور سيرگاه مىبود و هر وقت محفلى تازه عشرتگاه مىگشت . و ترتيب انعقاد مجلس بر نظم معهود مقرّر بود . گاه عشرتسراى گازرگاه نشاطپيراى ضمير اقدس مىشد و گاه باغ مراد .
همچنين باغ خيابان ، باغ زاغان و باغ سفيد را به نظر فيضبخش تماشا فرموده در هر گل زمين صبحتهاى رنگين مىداشتند .
در همين ايّام زيارت اولياى عظام ، خصوصاً پير هرات خواجه عبد اللّه انصارى - قدّس سرّه - به نعمت نياز فرمودند . تجرّدمنشان خداانديش - از بزرگان كامل استعداد ، عالىفطرتان صدقنهاد ، خوشفهمان روزگار ، و فضلاى نامور - از صحبت فيض موهبت مستفيذ شدند .
بعد از فراغ از مراسم نوروزى و تماشاى گشتگاههاى عشرتافزا اهتمام در توجّه به مشهد اقدس فرموده از راه جام عزم خير انجام فرمودند . دراينروز احمد سلطان حاكم سيستان - كه در دوام خدمت و حسن عقيدت ممتاز بود - مشمول توجّه و التفات پادشاهى شده [ 215 ] رخصت ولايت خود يافت . و پنجم ذيحجهء اين سال به جام رسيده زيارت مرقد منور حضرت زندهپيل احمد جام - قدّس سرّه - فرمودند ( 140 ) .
چون نزديك مشهد نزول اقبال شد ، شاهقلى سلطان استاجلو - كه ايالت آن حدود داشت - با اكابر سادات به دولت استقبال مشرّف شد و آداب خدمت به