دولت ركاببوس و الا مشرّف گشته دعا و سلام از جانب شاه رسانيدند و شرح شوق شاهى و آداب تواضع - كه جوهر بزرگى است - اظهار نموده آداب خدمت به تقديم رسانيدند . و مقرّر شده بود كه از پل مالان تا باغ جهانآرا راهها را جاروب كرده و آبزده دارند ، و بزرگان و شرفاى شهر از هر دو طرف هر روز آمده منتظر باشند .
چون رايات پادشاهى به منزل در قرا « 2 » رسيد ، سلطان محمد ميرزا « 3 » به سعادت استقبال شتافته آداب اخلاص و احترام به ظهور رسانيد و به آيينى كه مأمور بودند شاهزادهء كامگار سلطان محمّد ميرزا و ديگر [ 214 ] امراى عاليقدر به شرف استقبال كامياب سعادت شده قوانين اعزار و اجلال به تقديم رسانيدند ( 138 ) ، و از زيارتگاه تا پل مالان و از آنجا تا باغ جهانآرا - كه سه چهار فرسخ مسافت است - تمام دشت و كوه را مردم شهر و قصبات فروگرفته تماشايى بودند ، و اجتماع خلايق به شادمانى بر نهجى بود كه مگر در ايّام عيد و نوروز بوده باشد .
غرّهء ذيقعدهء نهصد و پنجاه به هرات در باغ جهانآرا نزول فيض ورود فرمودند . محمّد خان جشن پادشاهانه ترتيب داده ، پيشكشهاى و الا به نظر اشرف درآورده ، و در مجلس اوّل صابرقاق - كه در خوانندگى يگانهء خراسان و عراق بود - در مقام سهگاه غزل امير شاهى [ سبزوارى ] را خواند كه اركان وجود اهل وجد و حال در تزلزل آمد . و الحق بسيار مناسب و بتأثير خواند . مطلعش اين است :
مبارك منزلى ، كان خانه را ماهى چنين باشد * همايون كشورى كان عرصه را شاهى چنين باشد
و چون به اين بيت رسيد كه :
هامش
( 2 ) ج : ورقرار ؛ ه : قرار ؛ و : در قرار ؛ ح : فراة
( 3 ) ز : محمود ميرزا