تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 38

مساهمون:

صمقدمه ٣٨
نيافت . در آغاز عهد اكبرى به طريقهء نقشبنديه خود را وانمود « 1 » و پس از آن به سلسلهء مشايخ همدانيه منسوب مىكرد . چون آخرها عراقيه دربار را فروگرفتند به رنگ ايشان سخن راند ، چنانچه به تشيّع اشتهار يافت . تفسيرى موسوم به منبع العيون « 2 » ، مقابل تفسير كبير در چهار جلد نوشته و جوامع الكلم « 3 » نيز از مؤلّفات اوست » « 4 » . شيخ مبارك و دو پسرش جزو گروهى بودند كه اكبر شاه را در ابداع دين جديد - الهى - يارى و تشويق كردند ، به طورى كه « . . . تذكرهء اجتهاد عرش آشيانى - كه به گواهى علماى عصر مرتّب گشت - به خط شيخ تحرير يافته ، در ذيل آن مرقوم نمود كه اين امرى است كه از سالها منتظر آن بودم » « 5 » . مرگ شيخ مبارك در 28 ذيقعدهء 1001 ق . اتفاق افتاد . شيخ ابو الفضل ضمن شرح وقايع اين سال مىنويسد : « . . . پايان بيست چهارم [ امرداد ] و موافق يكشنبه 17 ذيقعده گرامى پدر ، استاد روزگار ، رهنمون كارآگاه رخت به علوى عالم كشيد . دنيلى به گردن برآمد و پس از يازده روز از اين سپنجى سراى دل برگرفت : » « 6 » . اكبر شاه - به ادعاى شيخ ابو الفضل - ده سال قبل مرگ شيخ مبارك را پيشبينى كرده بود . شيخ ابو الفضل مىنويسد : « . . . بيش از اين به ده سال سخت بيمارى درگرفت . كشور خديو فرمود : اگر ده گهرى كار به انجام
هامش
( 1 ) . شيخ مبارك به هنگام بيمارى پسرش همايون ، پدر اكبر شاه ، ورد معروف « برداشتم ، برداشتم » نقشبنديه را تكرار مىكرد تا مگر پسرش از بيمارى مهلك نجات يابد . ( 2 ) . نام ديگر اين تفسير منبع نفائس العلوم است ( تذكرهء شعراى كشمير ، ج 1 ، ص . . 12 ) . ( 3 ) . محمد اصلح ميرزا ، كتاب ديگرى به نام حيوة الحيوان را ، كه ترجمه از عربى است ، به شيخ مبارك نسبت داده است . ( همان منبع ) ( 4 ) . مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 485 . ( 5 ) . همان منبع . ( 6 ) . اكبرنامه ، چاپ سنگى ، ج 3 ، ص 642 .