تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣

رسيدن نويد ولادت مسعود حضرت شاهنشاهى به حضرت جهانبانى جنّت‌آشيانى و تتمهء سخن « 1 »

در اين هنگام كه چشم اميد بيدارنشينان شب‌انتظار باز بود و در نااميدى بر روى روزگار فراز ، شرف ولادت حضرت شاهنشاهى ظلّ اللهى روى نمود . در شب يكشنبه پنجم رجب نهصد و چهل و نه ( 114 ) آن نور پرورد الهى - چنان كه گذارش يافت - از بطن مكوّن به عالم ظهور آمد تا همهء غمهاى جهانيان به شادى جاويد انجامد و دل حضرت جهانبانى - كه آبله‌زدهء كلفت بود - مرهم آسايش يابد . آشوبخانه صورت نظام گيرد و تفرقه‌زار معنى به جمعيّت گرايد . نظارگيان قوّت از تماشاى فعل كامروا شوند و منتظران ملك صورت و معنى كامياب گردند . خرد را صاحب پديد آيد و انصاف را پدر مهربان شود . تميز را دوست دانا گردد و عدالت را پادشاه راستين باشد . عطوفت « 2 » را جوهرشناس خرده‌بين ظهور كند و قدردانى را بازار رواج گيرد . صلح كلّ را ميانجى دانش‌نواز پيدا شود و ظاهر را آراينده و باطن را نماينده گردد . المنّة للّه كه بر حسب اميد شب ديجور تفرقه را سحر جمعيّت ساطع شد و شام اندوه را صبح شادمانى طلوع نمود ؛ آرزوى آسمانيان برآمد و آبروى زمينيان پيدا گشت .
هامش
( 1 ) م : تولّد حضرت شاهنشاهى عرش آشيانى در سنه نهصد و چهل و نه ( 2 ) م : محبّت