تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
زمانه گشت - آن است كه در هنگام سعادت‌بخش كه حضرت مريم مكانى به آن يگانهء كارخانهء تكوين حامله بودند ، روزى كه در چولى درآمده گرم رفتن بودند ، ميل اقدس به انار شد . در آن صحراى بىآب و دانه كه نشان غلّه بدشوارى به هم رسد ، متفحّصان بارگاه مقدّس حيران ماندند ، كه ناگاه شخصى انبان پر از جوارى به فروختن آورد . چون او را در بارگاه مقدّس حاضر ساخته در مقام برآوردن شدند ، ناگاه از ميان آن ظرف انار كلان سيراب پديد آمد . موجب عشرت و انبساط گشت و جهانى در حيرت فروشده حمل بر كرامات نمودند . روزى چند در آن سرزمين دلگشا توقّف اتّفاق افتاد . در اينجا تردى بيگ خان و جمعى ديگر - كه مال و منال و اسباب و اشيا را ، كه همه به دولت ابد قرين به هم رسانده بودند ، در چنين عسرت و شدّت از آن حضرت با وجود اظهار طلب دريغ مىداشتند - به اتّفاق راى امركوت گيراندند . و آن حضرت از كمال مروّت و فتوّت ذاتى غايت مهربانى و انصاف بعضى از احوال ايشان به جهت مدد خرج ملازمان ركاب نصرت اعتصام برداشته قسمت فرمودند و اكثر آن را به همان پست‌فطرتان تنگ حوصله باز دادند . سبحان اللّه ! از يمن بركات ذات قدسى سمات « 32 » حضرت شاهنشاهى ظل اللّهى ، گردن ابناى زمانه و رقبهء اهل روزگار چگونه در قيد كمند ارادت و اخلاص آمده است كه در آن روزگار امراى عظام و امناى كبار به ادنى درجهء اخلاص مشرّف نبودند و در مال - كه از بركات عنايت صاحب به هم رسانيده بودند - در چنين وقت احتياج خسّت نمودند ، و امروز محقران و دور ايستادگان بارگاه عبوديّت « 33 » را در صفت جانسپارى شوق - عروج بر اعلى مدارج كمال اخلاص است ، اگرچه در مقام خطاب و عتاب باشند ؛ فكيف [ 183 ] خاصان درگاه و مقرّبان پايهء اورنگ و الا . ايزد - تعالى - قرون و دهور اين برگزيدهء ازلى را براى انتظام احوال جهان و جهانيان بر مسند رأفت و سرير خلافت سربلند دارد . چون حضرت جهانبانى را داعيهء پيش رفتن در ضمير صايب تمكّن داشت و وقت ظهور صاحب زمين و زمان نزديك رسيده بود ، به ملاحظهء اختيار ساعت
هامش
( 32 ) چ : قدسى صفات ( 33 ) م : مقدّس