تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
نفر مىكشيد . ديگر بعضى از غلامان خاص و شاگردپيشه‌هاى وفاكيش ، و از طبقهء اهل سعادت ملا تاج الدّين و مولا چاند منجّم در ركاب نصرت قباب حاضر بودند . چون موكب عالى از پهلودى گذشته به ساتلمير رسيد ، فوجى از مردم مالديو نمودار شد و امرايى كه به دفع اين مردم تعيّن شده بودند راه گم كرده به طرفى ديگر افتادند و گروه مخالف را عبور در حوالى رايات عاليات واقع شد . آن حضرت كه كوه و جهان شجاعت بودند پاى ثبات در دامن تمكّن و وقار درآورده با عقل خداداد و خرد مادرزاد رجوع فرمودند ، و اكثر از عفايف را پياده ساخته ، اسپان ايشان را به مردم جنگى داده سه فوج ترتيب فرموده رو به غنيم آوردند . شيخ على بيگ با سه چهار ديگر از برادران حقيقت اساس پيشتر شده بر فوج مخالف - كه در تنگناى تنگى درآمده بود - تاختند . تاختن همان بود و برداشتن همان . جمعى كثير از مخالفان به قتل رسيدند و به تأييد ايزدى اولياى دولت ظفر يافتند . و حضرت جهانبانى بعد از اداى مراسم شكر متوجه حدود جيسلمير شدند . غرّهء جمادى الاولى جيسلمير مورد موكب عالى شد . در اين منزل امرا - كه راه گم كرده بودند و از اراجيف مجروح خاطر شده - سعادت ملازمت دريافته ، گرد موكب و الا توتياى چشم اقبال خود ساختند . راى جيسلمير - كه راى لونكرن نام داشت - از بىدولتى در مقام بدمددى شد و گول آب را محافظت كرد تا موكب پادشاهى - كه محنت چول [ 182 ] كشيده و از باديهء سراب در اين مرحلهء خراب رسيده بود - از بىآبى در آزار باشد . شيران بيشهء حقيقت پيش‌آمده دستبردى نمودند و آن گروه بىشكوه را شكست دادند . و از آنجا نهضت فرموده متوجّه حصار فيض انحصار امركوت گشتند . دهم جمادى الاولى بعد از عسرت معيشت و تنگى آب به آن حصن حصين - كه مطلع نيّر جلال مخزن گوهر اقبال است - شرف نزول ارزانى داشتند . حاكم قلعه كه راناپرشاد ( 113 ) نام داشت قدوم عالى را پيرايهء افتخار دولت خود دانسته ، خدمات پسنديده به تقديم رسانيد . از بركات وجود مقدّس حضرت شاهنشاهى - كه حيرت‌افزاى ديده و ران