تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
رسانيد كه اگر تمام اردو به شهر درآيد به عموم خلايق آزار خواهد رسيد . حكم شد كه يساولان بر سر هر دروازهء شهر باشند و غير از ميرزا عسكرى و مردم او هيچ كس ديگر را به ادرون نگذارند . چون به سعادت كوچ فرموده در حوالى سركيج « 21 » - كه معموره‌اى است دلكش - نزول اجلال فرمودند ، روز سيوم با مخصوصان بساط عزّت به سير شهر درآمدند . بعد از آن به تنسيق مهمّات گجرات توجّه مبذول داشته سرانجام شايسته دادند . و هندو بيگ را با جمعى كثير گذاشتند كه به هرجا احتياج كمك شود خود را به آنجا رساند . پتن را به ميرزا يادگار ناصر عنايت فرمودند . قاسم حسين سلطان را بروج و نوسارى « 22 » و بندر سورت عنايت فرمودند . دوست بيگ ايشك آقا كمبايت و بروده يافت و محمودآباد به مير بوچكه بهادر اختصاص گرفت ( 98 ) . چون انتظام مهام گجرات صورت بست ، به دولت و اقبال متوجّه بندر ديپ شدند . در وقتى كه موكب عالى از دندوقه - كه درسى كروهى احمدآباد است - گذشته بود عرايض دولتخواهان از دار الخلافهء آگره رسيد كه چون رايات عالى از پايهء سرير خلافت مصير بسيار دور شده متمرّدان اين حدود سربغى و تمرّد برداشته دست افساد گشاده‌اند . و از مالوه نيز مسرعان آمدند كه سكندر خان و ملّوخان خروج كرده بر سر مهتر زنبور جاگيردار سركار هنديّه آمدند . و او اموال خود را گيرانده به اجّين آمد . جميع سپاهيان - كه در اين صوب جابجا تعيّن بودند - در اجّين فراهم آمدند و ارباب فتنه به جمعيّتى فراوان آن شهر را محاصره نمودند . درويش على [ 142 ] كتابدار - حاكم اجين - به زخم بندوق درگذشت و باقى متحصان قلعه امان طلبيده ديدند . راى گيتىنماى بر آن قرار گرفت كه مراجعت فرموده چندگاه در مالوه بوده مندو را مستقرّ اورنگ اقبال گردانند ، تا هم ملك مالوه از اهل فساد پاك شود و هم ولايت گجرات - كه به تجديد مفتوح گشته - به ضبط درآيد و هم نايرهء فتنه و فساد - كه در حدود مستقرّ سلطنت اشتغال يافته - منطفى شود « 23 » بنابراين گجرات را به ميرزا عسكرى و گروهى از امرا سپرده ، عنان معاودت معطوف
هامش
( 21 ) الف : سرگنج ( 22 ) ب : نوسادرى ( 23 ) م : ندارد