نهضت موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به تسخير بنگاله و فسخ عزيمت و مراجعت به مستقرّ خلافت « 1 »
چون خاطر مقدّس حضرت جهانبانى از مهمّات ممالك محروسه فارغ شد ، در نهصد و چهل و يك عنان عزيمت به فتح ديار « 2 » شرقى معطوف داشتند كه به نيروى اقبال ممالك بنگاله مفتوح شود . رايات اقبال به قصبهء كنار - كه در حدود كالپى است - رسيده بود به مسامع عليّه رسيد كه سلطان بهادر محاصرهء قلعهء چيتور « 3 » نموده ، جمعى كثير همراه تاتار خان پسر سلطان علاء الدّين كرده است . و او به انديشهء تباه خيالات محال در سر دارد . آن حضرت به استشارهء بخت بيدار در جمادى الاوّل نهصد و چهل و يك توجّه بر دفع مخالفان گماشته ، كوس مراجعت بلندآوازه كردند .
بر مستبصران كارآگاه پوشيده نيست كه سلطان بهادر هميشه در انديشهء بلندپروازى مىبود و خار آرزوى تباه در كام جان شكسته مىداشت . امّا چون پيش از عهد ايالت گجرات - كه مجرّدانه مىگشت - به چشم عبرت كارنامهء جنگ حضرت فردوس مكانى گيتىستانى را - كه به سلطان ابراهيم واقع شد -
هامش
( 1 ) ب : دار الخلافه
( 2 ) ج ، ح : ممالك
( 3 ) الف ، ب : چتور