ذكر آمدن ميرزا كامران از كابل به پنجاب
چون ميرزا كامران خبر شنقار شدن حضرت گيتىستانى فردوس مكانى شنيد از روى بىحوصلگى ميرزا عسكرى را قندهار سپرده ، متوجّه هندوستان شد كه شايد كارى تواند پيش برد [ 125 ] .
هرگاه تاج دولت به تارك دولتمندى سربلندى يافته حمايت ايزدى و صيانت الهى نگاهبانى او كند ، انديشهء تباه را جز تباهى شدن چه گريز .
و چنين روايت كنند كه در آن ايّام مير يونس على به حكم حضرت گيتىستانى فردوسمكانى حاكم لاهور بود ، ميرزا كامران اين اراده به خاطر آورده با قراچه بيگ از راه مكر و تلبيس شبى اعراض كرد و سخنان درشت با او گفت . قراچه بيگ شب ديگر با سپاهيان خود از اردوى ميرزا گريخته به لاهور آمد . مير يونس على مقدم او را گرامى داشته ، كمال مردمى به جا آورد و اكثر اوقات او را به منزل خود مىطلبيد و با هم صحبت دوستانه مىداشتند .
قراچه بيگ منتظر فرصت مىبود تا آنكه شبى در مجلس شراب در هنگامى كه سپاهيان عمدهء او به جايگير رفته بودند گرفته دربند كرد و كسان خود را بر دروازههاى قلعهء لاهور تعيّن كرد و به تعجيل به طلب ميرزا كامران كس فرستاد .
ميرزا - كه منتظر اين معنى بود - ايلغار كرده زود خود را به لاهور رسانيد و شهر را متصرّف گشت . و مير يونس على را اربند برآورده عذرخواهى كرد و گفت :