شعر
سال مولود همايونش هست * زادك اللّه تعالى قدرا
بردهام يك الف از تاريخش * تا كشم ميل دو چشم بد را .
جلوس آن حضرت بر سرير فرماندهى نهم جمادى الاولى نهصد و سى و هفت در دار الخلافهء آگره « 6 » بوده است . « خير الملوك » ( 84 ) تاريخ جلوس اشرف شده . و بعد از چند روز سير دريا فرمودهاند و سفاين طرب در بحر شوق « 7 » درآورده يك كشتى پر از زر در آن روز انعام كردهاند و به اين زربخشى [ 122 ] بناى دولت را اساس رزين « 8 » نهاده . آرى ، كسى را كه فرمانرواى جهان گردانند اوّل دادودهش را به او كرامت « 9 » فرمايند .
شعر
نه هر مردمى سرفرازى كند * سر آن شد كه مردمنوازى كند
دَد و دام را شير از آن گشت شاه * كه مهماننوازست در صيدگاه .
و يكى از فضلا تاريخ اين موج بخشش را « كشتى زر » يافته ( 85 ) .
از بدايت حال تا هنگام سريرآرايى كه سنّ اشرف به بيست و چهار رسيده بود آثار بختيارى و كامگارى از ناصيهء اقبالش پيدا و انوار سرى و سرورى از لايحهء مجد و جلالش هويدا بود . و چگونه شعشعهء بزرگى و بزرگمنشى از جبين
هامش
( 6 ) م : ندارد
( 7 ) ه : سفاين شوق در بحر طرب
( 8 ) متن : زرّين
( 9 ) ب : مكرمت