تصفيهء ملك شرق و اطفاى نايرهء تمرّد ارباب عصيان كنگش فرمودند . بعد از گفتگوى بسيار قرار بر آن يافت كه پيشتر از توجّه رايات عاليات ، ميرزا عسكرى با لشكرى گران متوجّه شرق شود و امراى آن طرف آب گنگ با لشكرهاى خود همراه شده در اين خدمت جهد عظيم به تقديم رسانند .
به موجب اين قرارداد دوشنبه هفتم ربيع الآخر ، ميرزا عسكرى رخصت يافته ، متوجّه شد و خود به سير و شكار به سمت دهولپور توجّه فرمودند . در سيوم جمادى الاولى خبر آمد كه محمود پسر اسكندر بهار ( 71 ) را گرفته ، سر شورش دارد . از شكار مراجعت نموده ، به دار الخلافهء آگره نزول اقبال فرمودند . و قرار يافت كه خود نيز به دولت و اقبال يورش ممالك شرقيّه فرمايند .
در اين اثنا قاصدان از بدخشان آمدند كه حضرت جهانبانى لشكر آن اطراف را جمع نموده و سلطان ويس « 11 » را به خود همراه ساخته با چهل و پنجاه هزار كس بر سر سمرقند عزيمت رفتن دارند و حرف صلح هم در ميان است . در ساعت منشور عنايت شرف صدور يافت كه اگر كار از مصالحه « 12 » نگذشته باشد تا صاف شدن مهّم هندوستان صلحگونه نمايند . و در فرمان عطوفت تبيان « 13 » طلب هندال ميرزا و خالصه ساختن كابل مذكور بود . و نوشته بودند كه انشاءاللّه تعالى سبحانه چون كار هندوستان - كه قريب الاختتام است - به انجام رسد ، مخلصان هواخواه كاردان « 14 » فراخ حوصله را گذاشته خود متوجّه ولايت موروثى خواهيم شد . بايد كه استعداد اين يورش را جميع بندهاى آن حدود نموده منتظر موكب عالى باشند .
پنجشنبه هفدهم ماه مذكور خود به دولت و اقبال از آب جون عبور فرموده [ 114 ] متوجه شرقرويه شدند . در اينروز ايلچيان نصرت شاه ، والى بنگاله ، پيشكشهاى گرامى آورده اظهار بندگى نمودند . دوشنبه نوزدهم « 15 » جمادى الاخرى در كنار درياى گنگ ميرزا عسكرى سعادت ملازمت دريافت و حكم شد كه ميرزا لشكر خود آن طرف آب فرود مىآمده باشد . و در نزديكى كره
هامش
( 11 ) ح : سلطان اويس
( 12 ) ج ، ح : صلح ؛ ز : مصلحت
( 13 ) ز : نشان
( 14 ) ه : كاردانان
( 15 ) م : نوزدهم دوشنبه