تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
هندوستان على خان فرملى ، ملك داد كررانى ، تاتار خان ، و « 4 » خان جهان را به محمّد سلطان ميرزا همراه ساخته فرستادند . و آن بخت‌برگشته « 5 » به استماع نهضت مواكب عالى ، اسباب و اشياى خود را گذاشته ، نقد جان در كف گريخت . آن حضرت در اواخر اين سال سير فتح‌پور و بارى فرموده به فرّ قدوم عالى دار الخلافهء آگره را پايهء آسمانى بخشيدند . در نهصد و سى و چهار به سير كول كوچ فرموده از آنجا به شكار سنبل « 6 » توجه [ 112 ] گماشتند و آن كوهستان دلگشا را تماشا كرده به دار الخلافه نزول اقبال فرمودند . در بيست و هشتم صفر فخر جهان بيگم و خديجه سلطان بيگم از كابل سعادت تشريف ارزانى داشتند . آن حضرت بر كشتى سوار شده استقبال فرمودند و لوازم فتوّت به جاى آوردند . و چون خبر متواتر مىرسيد كه ميدنى راى حاكم چنديرى جمعيّت مىكند و رانا نيز استعداد پيكار مىنمايد و براى ادبار خود اسباب سرانجام مىدهد ، بنابراين به ساعت سعادت‌افزاى متوجّه چنديرى شدند و شش هفت هزار جوان جان‌نثار كارگزار را همراه چين تيمور سلطان « 7 » از حدود كالپى بر سر چنديرى فرستادند . صباح چهارشنبه هفتم جمادى الاولى فتح چنديرى بر وجه دلخواه نقش بست و « فتح دار الحرب ( 69 ) تاريخ اين تأييد الهى است . بعد از حصول اين مأمول چنديرى را به احمد شاه نبيرهء سلطان ناصر الدّين عنايت فرمودند و يك‌شنبه يازدهم جمادى الاولى مراجعت اتّفاق افتاد . از بعضى ناقلان ثقه مسموع شده است كه پيشتر از توجّه رايات به صوب چنديرى ، رانا ارادهء طغيان نموده لشكر مىكشيد . چون به ايرج « 8 » رسيد آفاق‌نام ملازم حضرت گيتىستانى فردوس‌مكانى آن را محكم ساخت . آن سيه‌بخت آمده محاصره نمود . شبى يكى از بزرگان او را در خواب به صورت مهيب ظاهر شده تهديد نمود چنانچه او از وحشت و دهشت آن خواب بيدار شد و لرزه بر اعضاى او مستولى شده ، تب « 9 » كرد و به همان حال مراجعت نمود . در اثناى راه
هامش
( 4 ) ج ، د ، ز : ندارد ( 5 ) ه : تيره‌بخت ( 6 ) الف : به سر كار سنبل ؛ ح : به شكار سنبهل ( 7 ) الف ، ه ، و : حسين تيمور ( 8 ) ح : ايرج‌پور ( 9 ) چ : تپ