تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
مشرّف نشده - گرفته نادولتخواهى او مشخّص نمىشود ، بالفعل به جانب او نبايد شتافت ، و مردم كاردان فرستاده بر چگونگى احوال او پيش از اين مطلّع بايد شد و تا ظهور حقيقت كار او دفع لوحانيان را مقدّم داشته ، به جانب شرق نهضت كرد . راى جهان‌آرا چنان اقتضا فرمود كه به نفس نفيس متوجّه اين مهّم عالى شوند . در اين اثنا حضرت جهانبانى كه نهال اقبالش در رياض آمال سربلند بود ، به موقف عرض رسانيدند كه اين خدمت اگر به عهدهء من مقرّر شود ، اميد چنان است كه به اعتضاد اقبال روزافزون پادشاهى اين مهّم چنانچه پسند خاطر اقدس تواند بود به تقديم رسد . آن حضرت را اين التماس بغايت پسنديده آمد و به شكفتگى روى و گشادگى پيشانى درجهء قبول يافت ، لاجرم به دولت و اقبال حضرت جهانبانى به آيين لايق نطاق همّت به اقدام خدمت بستند و حكم گيتىمطاع شرف نفاذ يافت كه عادل سلطان ، محمّد كوكلتاش ، امير قتلق‌قدم ، امير عبد اللّه ، امير ولى ، امير جان بيگ ، پيرقلى ، امير شاه حسين - كه به تسخير دهولپور و آن حدود تعيّن شده بودند كه آن ولايت را از محمّد زيتون گرفته و به سلطان جنيد برلاس سپرده بر سر بيانه روند - در ركاب ظفرقرين حضرت جهانبانى باشند . و كابلى احمد قاسم به قدغن مأمور شد كه امرا را در قصبهء چندوار « 2 » به معسكر والاى آن حضرت رساند ، و سيّد مهدى خواجه جاگيردار اتاوه ، و محمّد سلطان ميرزا ، سلطان محمّد دولدى ، محمّد على جنگ‌جنگ ، عبد العى ميرآخور با ساير عساكر - كه به دفع قطب خان افغان كه در حدود اتاوه علم مخالفت مىافراخت متعيّن بودند - نيز در ملازمت آن حضرت مقرّر شدند . روز پنجشنبه سيزدهم ذيقعده به ساعت سعد قرين از دار الخلافهء آگره برآمده در سه كروهى شهر نزول اقبال فرمودند و از آنجا كوچ‌بكوچ متوجّه پيش شدند . نفحات بهار فتح و فيروزى و نسايم مرغزار نصرت و اقبال روزبروز وزيدن گرفت . نصير خان كه در جاجمو لشكرى فراهم آورده نشسته بود از پانزده كروهى رايات نصرت‌اقتران فرار نمود و از آب گنگ گذشته به ولايت خريد
هامش
( 2 ) ح : چنداور