درآمد .
موكب عالى نيز روى توجّه به خريد آورد و آن ديار را به لطف و قهر سرانجام نموده ، عنان عزيمت به جانب جونپور منعطف داشت . جونپور و آن حدود را به دادودهش معمور و مرفّه گردانيده در لوازم ملكستانى و ملكدارى به نور عقل پير و قوّت بخت جوان كوشش فرمودند . و هنگام مراجعت نزديك دلمو فاتح خان سروانى « 3 » - كه از امراى بزرگ هندوستان بود و پدر او از سلطان ابراهيم خطاب اعظم همايونى داشت - به شرف ملازمت حضرت جهانبانى پيوست . او را به رفاقت [ 104 ] سيّد مهدى خواجه و محمّد سلطان ميرزا به درگاه گيتىپناه روانه ساختند .
او به تارك سعادت شتافته به عنايات خسروانه خلعت افتخار دربرگرفت ، و مواجب پدرش به دو مقرّر شد و يك كرور و شش لك تنگه زياده از آن تنخواه يافت . اگرچه از سادهلوحى آرزوى آن داشت كه به خطاب پدر سرافراز شود ، امّا به خطاب « خان جهانى » ممتاز ساخته به جابگير رخصت فرمودند . و محمود خان - پسرش - به دوام ملازمت سرافرازى يافت .
حضرت گيتىستانى در دار الخلافهء آگره به صورت و معنى كامگار و كامبخش بودند تا آنكه در محرّم نهصد و سى و سه از كابل خبر بهجت اثر رسيد كه از ستر عظمى و مهد عليا ما هم بيگم - والدهء ماجدهء حضرت جهانبانى - فرزندى گرامى شرف ولادت يافته . حضرت گيتىستانى او را محمّد فاروق نام نهادند .
ولادتش در بيست و سيوم شوّال سنهء نهصد و سى و دو واقع شده بود و در نهصد و سى و چهار پيش از آنكه به نظر عطوفت پيوند پادشاهى منظور گردد اين جهان را پدرود كرد .
هامش
( 3 ) شروانى